Vardast

پاسخ خودکار به پیگیری سفارش؛ سیلِ «سفارشم کی می‌رسه؟» را جمع کن

Category: اتوماسیون دایرکت
پاسخ خودکار به پیگیری سفارش؛ سیلِ «سفارشم کی می‌رسه؟» را جمع کن

«سفارشم کی می‌رسه؟» پرتکرارترین پیام دایرکت هر فروشنده است. اینجا می‌بینی چطور خودکار جوابش بدهی بدون اینکه شبیه متن قوانین شود، و چطور جلوی بیشترش را از همان اول بگیری.

ساعت یازده و نیم شب است. فروشنده‌ای که کنارش نشسته بودم ۱۴ پیام خوانده‌نشده داشت. نُه‌تایشان یک جمله بود، با تفاوت چند حرف: «سلام، سفارشم به کجا رسید؟»

سه نفر از همان نُه نفر، همان بعدازظهر سفارش داده بودند.

به همه‌شان دستی جواب داد. باز کردن سایت پست، کپی کد رهگیری، برگشتن به دایرکت، تایپ جواب، دوباره از اول. یازده دقیقه برای همین یک دسته پیام. و یک تومان فروش تازه هم تویش نبود.

شکل مسئله دقیقاً همین است. سؤال پیگیری سفارش سخت نیست؛ فقط تمامی ندارد، و درست همان ساعتی می‌رسد که می‌خواستی گوشی را زمین بگذاری.

«سفارشم کی می‌رسه؟» سؤال پشتیبانی نیست، سؤال نگرانی است

تقریباً هیچ‌کس با این پیام دنبال موقعیت جغرافیایی بسته‌اش نیست. دنبال یکی از این دو چیز است: مطمئن شود سرش کلاه نرفته، یا تاریخی بگیرد که بتواند رویش برنامه بریزد.

برای همین است که رایج‌ترین جواب فروشنده‌ها درست ولی بی‌فایده است. «ارسال شد» جواب سؤالی است که کسی نپرسیده. مشتری از قبل حدس زده بود ارسال شده. چیزی که می‌خواست بشنود این بود: «امروز صبح تحویل پست شد، چهارشنبه یا پنج‌شنبه دستتان است، این هم کد رهگیری.»

به اندازهٔ همان جملهٔ اول تایپ دارد. ولی یکی مکالمه را تمام می‌کند و آن یکی دور دوم «خب دقیقاً کِی؟» را شروع می‌کند.

سه آدم متفاوت، یک جملهٔ مشترک

وقتی یاد بگیری این سه را از هم تشخیص بدهی، خودکار کردنِ این بخش دیگر ترسناک نیست.

  1. آدمِ چک‌کننده. کمتر از ۲۴ ساعت پیش سفارش داده. نگران رسیدن بسته نیست، نگران این است که اصلاً سفارشش ثبت شده یا نه؛ مخصوصاً اگر کارت‌به‌کارت کرده باشد. یک تأیید و یک بازهٔ زمانی واقعی کافی است.
  2. آدمِ منتظر. دو تا چهار روز گذشته. کد رهگیری و تاریخ می‌خواهد، آن هم بدون اینکه مجبور شود دوبار بپرسد. این گروه وقتی بزرگ می‌شود که ارسال تو مشکلی ندارد ولی خبر دادنت صفر است.
  3. آدمِ نگران. از تاریخی که قول دادی گذشته، یا پول را جلوتر داده، یا بار دوم است که می‌پرسد. این آدم دیگر دنبال اطلاعات نیست؛ دارد تصمیم می‌گیرد تو مغازهٔ واقعی هستی یا نه. اینجا باید یک آدم واقعی وارد گفتگو شود.

دستیاری که هر سه را یک‌جور جواب بدهد، برای دوتای اول عالی کار می‌کند و سومی را از دست می‌دهد؛ یعنی تنها کسی که واقعاً امکان از دست دادنش وجود داشت.

با یک متن آمادهٔ ثابت نمی‌شود این کار را کرد

اینجاست که بیشتر اتوماسیون‌های پیگیری سفارش بی‌سروصدا شکست می‌خورند. فروشنده یک متن آماده می‌نویسد، «سفارش‌ها طی ۲ روز کاری ارسال می‌شوند»، آن را به کلمهٔ «سفارش» و «رهگیری» وصل می‌کند و خیالش راحت می‌شود. بعد مشتری دربارهٔ سفارش خودش می‌پرسد و یک بند قوانین تحویل می‌گیرد. این از بی‌جوابی هم بدتر است، چون حالا مشتری می‌داند یک ربات پیامش را خوانده و برایش مهم نبوده.

برای جواب درست، دستیارت باید واقعاً به خودِ سفارش دسترسی داشته باشد:

  • جست‌وجو با چیزی که مشتری در دستش دارد: شمارهٔ سفارش، شمارهٔ موبایل یا نام ثبت‌شده. هیچ‌وقت کدی نخواه که خودت هرگز به او نداده‌ای.
  • وضعیت واقعی: ثبت شده، در حال بسته‌بندی، تحویل پست، در مسیر، تحویل داده شده.
  • کد رهگیری و نام شرکت حمل، همان‌جا داخل چت. نه «به ایمیلتان مراجعه کنید».
  • یک بازهٔ زمانی به زبان آدمیزاد: «چهارشنبه یا پنج‌شنبه»، نه «۳ تا ۵ روز کاری».

منطقش همان منطقِ آموزش دادن دستیار با کاتالوگ واقعی محصولات به‌جای حدس زدن است. دستیاری که به اطلاعات سفارش دسترسی ندارد باید صادقانه همین را بگوید و گفتگو را بسپارد به تو، نه اینکه یک جملهٔ آرامش‌بخشِ نادرست از خودش بسازد.

ارزان‌ترین راه‌حل: قبل از پرسیدن جواب بده

حساب خودت را بکن. اگر روزی ۴۰ سفارش می‌فرستی و از هر سه مشتری یکی جایی از مسیر پیگیری می‌کند، یعنی روزی حدود ۱۳ مکالمهٔ اضافه. ماهی چهارصد تا. هرکدام یک جواب از تو می‌گیرد و تقریباً یک‌سومشان بعد از ساعت ده شب می‌رسند، وقتی کسی بیدار نیست.

بخش بزرگی از این حجم با سه پیام از بین می‌رود؛ پیام‌هایی که مشتری لازم نیست درخواستشان کند:

  1. ثبت سفارش، همان چند ثانیهٔ اول. چه خریده، چقدر پرداخت کرده، و تقریباً کِی ارسال می‌شود.
  2. تحویل به پست، همان پیامی که بیشترین بار را برمی‌دارد. نام شرکت حمل، کد رهگیری و بازهٔ رسیدن. همان لحظه‌ای که بسته از دستت خارج شد بفرست، نه آخر شب.
  3. تحویل گرفتن، یک پیام کوتاه که سالم رسید یا نه؛ که هم‌زمان دروازهٔ فروش بعدی‌ات هم هست.

پیام سوم همانی است که فروشنده‌ها حذفش می‌کنند و دقیقاً همانی است که پول می‌سازد. قبلاً هم نوشته‌ام که پیگیری بعد از خرید ارزان‌ترین فروشی است که از دست می‌دهی. پیام تأیید تحویل، پیگیری‌ای است که مشتری با خوشحالی می‌خواندش.

وقتی کد رهگیری گیر می‌کند یا دروغ می‌گوید

دیر یا زود یک کد چهار روز روی یک وضعیت می‌ماند، یا سیستم چیزی را تحویل‌شده می‌زند که هیچ‌کس تحویل نگرفته. اینجا همان لحظه‌ای است که اتوماسیونت یا رابطه را نجات می‌دهد یا منفجرش می‌کند.

سه قانون که زیرشان نمی‌زنم:

با مشتری سرِ چیزی که روی صفحهٔ رهگیری نوشته بحث نکن. او دارد دقیقاً همان صفحه‌ای را می‌بیند که تو می‌بینی. «سیستم می‌گوید تحویل شده» جواب نیست، تکذیبِ حرف مشتری است.

یک اقدام مشخص و یک ساعت مشخص بده. «امشب پیگیری را ثبت می‌کنم و فردا تا ساعت ۲ نتیجه را برایتان می‌فرستم.» یک قول دقیق، اگر به آن عمل کنی، از هر عذرخواهی کلی بهتر جواب می‌دهد.

مسئولیت را با زبان خودت بپذیر. مشتری از تو خرید کرده، نه از شرکت پست. انداختن تقصیر گردن پیک یعنی «این مشکل من نیست»، و این جمله بیشتر از هر تأخیری مشتری سوزانده است.

سه جمله را همین امشب از جواب‌هایت حذف کن

  • «لطفاً صبور باشید.» تا حالا هیچ مشتری‌ای با خواندن این جمله آرام نشده. جایش تاریخ بگذار.
  • «ارسال شد.» ناقص است. یا کد رهگیری و بازهٔ زمانی را کنارش بگذار یا اصلاً نفرست.
  • «چک می‌کنم و خبر می‌دهم.» فقط وقتی قابل قبول است که بگویی کِی خبر می‌دهی. وگرنه فقط چت را تمام کرده‌ای، نه نگرانی مشتری را.

یک گفتگوی درستِ پیگیری چه شکلی است؟

این همان چیزی است که دلم می‌خواهد ساعت یک بامداد در دایرکت خودم اجرا شود.

مشتری: «سلام، از سفارشم خبری نشد؟»

دستیار: «سلام سارا جان، الان چک می‌کنم. سفارش ۴۱۸۲، کیف مشکی: امروز صبح تحویل پست شد، کد رهگیری ۳۳۹۰۱۴۷، چهارشنبه یا پنج‌شنبه دستتان می‌رسد. همان لحظه‌ای که تحویل ثبت شود دوباره خبرتان می‌کنم.»

در همین یک جواب چهار اتفاق افتاد. اسم کالا آمد، پس مشتری مطمئن شد سفارش خودش پیدا شده. وضعیت با یک زمان مشخص گفته شد. کد رهگیری بدون درخواست داده شد. و یک پیام بعدی قول داده شد، که همان چیزی است که جلوی پیگیری فردا را می‌گیرد.

حالا مقایسه کن با چیزی که معمولاً می‌گیرد: «سلام عزیزم، ارسال شده، نگران نباش.» همان بسته، همان پست. یکی از این دو جواب گفتگو را تمام می‌کند و آن یکی تضمین می‌کند تا ۴۸ ساعت دیگر یک دایرکت دیگر بگیری.

یک کار دیگر هم می‌کند که مستقیم اندازه‌گیری نمی‌شود: مشتری‌ای که ساعت یک بامداد جواب دقیق می‌گیرد، فرض می‌کند بقیهٔ کارَت هم دقیق است. بخش بزرگی از چیزی که به آن «اعتماد» می‌گوییم، دقیقاً همین فرض است.

دستیار تا کجا، تو از کجا

سپردن گفتگو به آدم باید با شرط‌های روشن اتفاق بیفتد، نه با حس‌وحال. آن‌هایی که از روز اول ارزش تنظیم کردن دارند: سفارش از تاریخِ قول‌داده‌شده گذشته باشد، مشتری بار دوم پرسیده باشد، پیام حرف از مرجوعی و شکایت بزند، یا مبلغ سفارش آن‌قدر باشد که بخواهی خودت پایش بنشینی.

باقی‌اش، یعنی وضعیت و کد و تاریخ و «ارسال شد یا نه» ساعت دوازده شب، با خیال راحت خودکار می‌شود. این‌ها همان‌هایی هستند که تقریباً در دایرکت هر فروشنده‌ای پیدا می‌شوند، کنار سه سؤالی که بی‌جواب می‌مانند و فروش را می‌کُشند.

از کجا بفهمی جواب داده

  • سهم پیام‌های پیگیری از کل دایرکت. قبل از هر تغییری یک هفتهٔ عادی را بشمار. این عدد پایهٔ کار توست.
  • همان عدد، چهار هفته بعد از فعال کردن پیام ارسال. اگر محسوس پایین نیامده، یعنی پیامت دیر می‌رود یا کد رهگیری تویش نیست.
  • تکرار سؤال. مشتری‌ای که دوبار می‌پرسد، یعنی جواب اولت ناقص بوده.
  • تعداد ارجاع به آدم. خیلی زیاد یعنی دستیارت بیش از حد محتاط است؛ صفر یعنی بیش از حد جسور.

اگر نمی‌خواهی خودت این را از صفر بسازی، دقیقاً همین کار را می‌شود به وردست سپرد: جواب دادن به سؤال‌های سفارش و ارسال در اینستاگرام، واتساپ، تلگرام و سایت، بر اساس اطلاعات واقعی سفارش‌ها و محصولات تو، با همان لحنی که خودت می‌نویسی، و سپردن گفتگو به تو همان لحظه‌ای که از حالت روتین خارج شد.

از پیام «تحویل پست شد» شروع کن. همین یک اعلان، اگر درست سرِ لحظهٔ خروج بسته برود، بیشتر از هر متن آمادهٔ دیگری شب‌هایت را به تو برمی‌گرداند.

سؤال‌های پرتکرار دربارهٔ پاسخ خودکار به پیگیری سفارش

واقعاً می‌شود جواب سؤال‌های پیگیری سفارش را خودکار کرد؟

بله، به شرطی که دستیار به خودِ سفارش دسترسی داشته باشد و فقط قوانین ارسال را تکرار نکند. وضعیت، کد رهگیری و بازهٔ رسیدن، بخش بزرگی از این پیام‌ها را پوشش می‌دهد. هر موردی که از تاریخ قول‌داده‌شده گذشته یا بار دوم پرسیده شده باید به آدم سپرده شود.

یک پاسخ خودکار خوب برای پیگیری سفارش چه چیزهایی باید داشته باشد؟

وضعیت فعلی، نام شرکت حمل و کد رهگیری، و یک بازهٔ زمانی به زبان ساده مثل «چهارشنبه یا پنج‌شنبه». اگر کد یا تاریخ را جا بیندازی، مشتری دوباره می‌پرسد و به‌جای یک جواب، دو جواب داده‌ای.

چطور تعداد پیام‌های «سفارشم کی می‌رسه» را کم کنم؟

همان لحظه‌ای که بسته تحویل پست می‌شود، بدون اینکه مشتری بپرسد یک پیام با کد رهگیری بفرست. فروشنده‌هایی که همین یک پیام را اضافه می‌کنند معمولاً افت محسوسی در این سؤال می‌بینند، چون منبع اصلی‌اش همان وسطِ انتظار است.

وقتی کد رهگیری گیر کرده یا اشتباه است چه بگویم؟

سرِ چیزی که مشتری با چشم خودش روی صفحهٔ رهگیری می‌بیند بحث نکن. بگو داری چه کاری می‌کنی، یک ساعت مشخص برای خبر دادن بده، و همان ساعت خبر بده، حتی اگر هنوز نتیجه‌ای نداشته باشی.

سپردن شکایت‌های تأخیر به هوش مصنوعی ریسک دارد؟

پیگیری‌های معمولی ریسکی ندارند. اما شکایت واقعی، مثل تأخیر و بستهٔ گم‌شده و درخواست بازگشت وجه، باید خودکار به خودت ارجاع شود، چون همین گفتگوهاست که تعیین می‌کند مشتری دوباره خرید می‌کند یا نه.

جواب سریع به سؤال سفارش، فروش را بیشتر می‌کند؟

روی همان سفارش نه، چون پولش پرداخت شده. اثرش در خرید دوم و در حرفی که مشتری به دوستش می‌زند دیده می‌شود. فروشگاهی که شفاف جواب می‌دهد معرفی می‌شود؛ فروشگاهی که سکوت می‌کند، اسکرین‌شات می‌شود.