Vardast

مدیریت مرجوعی و بازگشت وجه در چت؛ لحظه‌ای که مشتری را نگه می‌داری یا می‌بازی

Category: اتوماسیون دایرکت
مدیریت مرجوعی و بازگشت وجه در چت؛ لحظه‌ای که مشتری را نگه می‌داری یا می‌بازی

درخواست مرجوعی پایان یک فروش نیست؛ همان‌جایی است که مشتری می‌فهمد تو واقعاً چه‌جور فروشنده‌ای هستی. این مکالمه را چطور در چت اداره کنیم.

ساعت ۱۱:۴۰ شب یک پیام می‌آید: «کیف رسید ولی قفلش خط افتاده.» بعد یک عکس تار که هیچ‌چیز را نشان نمی‌دهد. چهل ثانیه بعد، قبل از اینکه کسی جواب بدهد: «پولم را پس می‌خواهم.»

تو خوابی. صبح که دایرکت را باز می‌کنی، دو پیام دیگر هم آمده؛ پیام دوم با همان لحن خشکِ مؤدبانه‌ای که مشتری درست قبل از کامنت گذاشتن زیر پست جدیدت می‌نویسد.

آن خط روی قفل، مشکل بزرگی نبود. فروش در هشت ساعت سکوت مُرد.

من بارها دیده‌ام که فروشنده ماه‌ها روی پیام اول وسواس می‌گذارد و برای پیام آخر هیچ برنامه‌ای ندارد. در حالی که درخواست مرجوعی همان‌جایی است که مشتری می‌فهمد تو واقعاً چه‌جور فروشنده‌ای هستی.

درخواست مرجوعی یک دوراهی است، نه یک باخت

دو چیز هم‌زمان درست است: مشتری آن‌قدر ناراضی است که پولش را می‌خواهد، و هنوز دارد با تو حرف می‌زند. بیشتر مشتری‌های ناراضی حتی این کار را هم نمی‌کنند؛ فقط می‌روند و دیگر برنمی‌گردند.

بیشتر کسانی که می‌گویند «پولم را پس بده» در واقع پول نمی‌خواهند. می‌خواهند مشکل تمام شود. سایز اشتباه، رنگی که در عکس جور دیگری بود، جعبهٔ ضربه‌خورده، ارسالی که چهار روز دیر رسید. «مرجوعی» تنها کلمه‌ای است که برای «این را درست کن» بلدند.

پس هدف مکالمه این نیست که پشیمانش کنی. هدف این است که بفهمی واقعاً چه مشکلی روی میز است و سریع‌ترین راه صادقانه را پیشنهاد بدهی. گاهی آن راه، برگرداندن پول است. اشکالی ندارد. مشتری‌ای که پولش را با احترام پس گرفته دوباره خرید می‌کند؛ مشتری‌ای که بعد از نُه پیام و کل‌کل پولش را گرفته، نه.

قوانین مرجوعی‌ات برای مخاطب اشتباهی نوشته شده

صفحهٔ «شرایط مرجوعی» فروشگاهت را باز کن. تقریباً مطمئنم جمله‌ای شبیه «حداکثر تا ۷ روز پس از دریافت، مشروط بر حفظ شرایط اولیهٔ کالا» در آن هست و مطمئن‌ترم که هیچ‌کس در دایرکت آن را نخوانده.

متنی که برای فوتر سایت نوشته می‌شود سپر حقوقی است. متنی که برای چت نوشته می‌شود، دیالوگ است. این دو یکی نیستند و تو به دومی احتیاج داری.

نسخهٔ چتی، شش سؤالی را که واقعاً پرسیده می‌شود با جمله‌های ساده جواب می‌دهد:

  • چند روز فرصت هست و مبدأ شمارش کجاست: تاریخ سفارش، تاریخ ارسال، یا روزی که کالا به دست مشتری رسیده؟
  • کالا در چه وضعیتی باید باشد، با کلمات آدمیزاد. «استفاده‌نشده، برچسب سرجایش، داخل همان جعبه» خیلی روشن‌تر از «شرایط اولیه» است.
  • چه چیزهایی اصلاً مرجوعی ندارند، با اسم: لباس زیر، لوازم آرایشی بازشده، سفارش دوخت اختصاصی، اقلام حراج. این را قبل از پرسیدن مشتری بگو، نه بعدش.
  • هزینهٔ ارسال برگشت با کیست، و اگر ایراد از خودت بوده این جواب عوض می‌شود یا نه؟
  • پول چطور برمی‌گردد و به کدام کارت یا حساب.
  • کل ماجرا چقدر طول می‌کشد، از روزی که مرسوله به دستت رسید.

این شش جواب را بنویس. همین متن است که هم آدم‌های تیمت و هم دستیار هوشمندت از رویش جواب می‌دهند. اگر نتوانستی بدون «بستگی دارد» بنویسی‌شان، مشکل نوشتن نیست؛ یعنی هنوز تصمیم نگرفته‌ای و هزینهٔ این بلاتکلیفی را مشتری می‌دهد.

قبل از هر قولی، چهار چیز را بگیر

رایج‌ترین خطا در چت مرجوعی، قول دادن قبل از رسیدن اطلاعات است. مشتری می‌نویسد «شکسته»، فروشندهٔ هول‌شده می‌نویسد «حتماً، کل مبلغ را برمی‌گردانم»، و بعد عکس می‌رسد: یک خط ریز به اندازهٔ یک دانه برنج روی کف کفش.

  1. شمارهٔ سفارش یا شماره‌ای که سفارش با آن ثبت شده. بدون سفارش، حتی نمی‌دانی داخل مهلت هست یا نه.
  2. عکس یا ویدئوی کوتاه از ایراد و از کل کالا. کل کالا را بخواه، نه فقط گوشهٔ خراب را. همین عکس در هر دو جهت بحث را تمام می‌کند.
  3. مشتری دقیقاً چه می‌خواهد؟ مستقیم بپرس: بازگشت وجه، همان کالا بدون ایراد، یا تعویض سایز؟ آدم‌ها صادقانه جواب می‌دهند و پنج دور حدس زدن حذف می‌شود.
  4. کالا کِی رسیده؟ تاریخ تحویل، نه تاریخ سفارش. نصف اختلاف‌هایی که دیده‌ام مال کسانی است که داخل مهلت‌اند و فکر می‌کنند نیستند، یا برعکس.

دستیار باید همهٔ این‌ها را در یک پیام دوستانه بپرسد، نه در چهار پیام بازجویی‌طور. و باید وقتی بپرسد که تو خوابی. کل ترفند همین است: جمع‌آوری ساعت ۱۱:۴۰ شب انجام می‌شود تا صبح، آدمِ پشت حساب یک پروندهٔ کامل باز کند نه یک دعوا. سرعت اینجا دقیقاً به همان دلیلی مهم است که در فروش مهم است؛ قبلاً دربارهٔ تأثیر سرعت پاسخ روی سرنوشت مکالمه نوشته‌ام و مشتری عصبانی از مشتری کنجکاو صبورتر نیست.

دستیار اجازهٔ چه قول‌هایی را دارد و چه قول‌هایی را ندارد

اینجا معمولاً به یکی از دو سمت خراب می‌شود: یا ربات دیواری است که هیچ کار مفیدی نمی‌تواند بکند، یا با هر جملهٔ ناراحت‌کننده‌ای بازگشت وجه را تأیید می‌کند.

خط را بر اساس هزینه و برگشت‌پذیری بکش. سبز: چیزهایی که اشتباه بودنشان ارزان است.

  • گفتن شرایط مرجوعی و مهلت دقیق همان سفارش
  • دادن آدرس برگشت و توضیح نحوهٔ بسته‌بندی
  • تأیید تعویض سایز برای کالای موجود، برچسب‌دار و داخل مهلت
  • ثبت درخواست با عکس و شمارهٔ سفارش برای بررسی انسانی
  • گفتن زمان‌بندی واقعی

قرمز: چیزهایی که پول دارند یا برگشت‌پذیر نیستند.

  • تأیید بازگشت وجه نقدی
  • بخشیدن هزینهٔ ارسال برگشت
  • هر چیزی خارج از مهلت، با هر دلیل خوبی
  • تخفیف، اعتبار یا هدیهٔ جبرانی
  • قول دادن روز دقیق نشستن پول در حساب

فهرست قرمز را صریح در دستورالعمل دستیارت بنویس، همراه با جملهٔ جایگزین: «درخواست‌تان را با عکس‌ها و شمارهٔ سفارش ثبت کردم؛ همکارم امروز بازگشت وجه را با شما نهایی می‌کند.» این جمله وقتی بی‌احترامی نیست که آن همکار واقعاً پیدایش شود. قواعد همین تحویل‌دادن خودش بحث جداگانه‌ای است و قبلاً نوشته‌ام چه زمانی دستیار باید مکالمه را به یک آدم بسپارد.

تبدیل بازگشت وجه به تعویض، بدون فشار

این همان بخشی است که خیلی‌ها خرابش می‌کنند، پس صریح می‌گویم: جایگزین را فقط یک‌بار پیشنهاد بده، و فقط بعد از اینکه بازگشت وجه را قطعی کرده‌ای.

ترتیب مهم‌تر از کلمات است. مقایسه کن.

فشار: «مطمئنی؟ به جای پول، برایت یکی دیگر بفرستیم؟»

بدون فشار: «بازگشت وجه شما تأیید شد، تکلیف این روشن است. اگر ترجیح می‌دهید همان کیف بدون خط را داشته باشید، فردا می‌فرستم و تا وقتی به دستتان برسد گزینهٔ بازگشت پول هم سر جایش می‌ماند. هرکدام راحت‌ترید.»

جملهٔ دوم برایت هزینه‌ای ندارد، چون از قبل عمداً بحث را باخته‌ای. خیلی‌ها وقتی پیشنهاد این‌طور مطرح شود تعویض را قبول می‌کنند. تقریباً هیچ‌کس وقتی تعویض مثل مانعی جلوی پولش گذاشته شود قبولش نمی‌کند.

اعتبار خرید هم از همین خانواده است. اعتبار با پاداش («۹۰۰ هزار تومان نقد، یا یک میلیون و ۵۰ هزار تومان اعتبار خرید، هرکدام را خواستی») صادقانه است؛ آن ۱۵۰ هزار تومان اضافه، چیزی است که برای نگه داشتن رابطه می‌پردازی. اما اعتبار خرید به‌عنوان تنها گزینه، قانون مرجوعی نیست؛ گروگان‌گیری است و مردم دربارهٔ آن علنی حرف می‌زنند.

عدد حوصله‌سربر را بلند بگو

تقریباً همهٔ پیام‌های عصبانیِ بعدی یک پیام‌اند: «به کجا رسید؟»

مشتری از اینکه پول نُه روزه برمی‌گردد عصبانی نمی‌شود. از اینکه هیچ‌کس عدد نُه را به او نگفته عصبانی می‌شود.

کل زمان‌بندی را همان اول، در یک پیام و با جزئیات خسته‌کننده بگو:

  • پس‌فرست چند روز طول می‌کشد
  • بررسی کالا بعد از رسیدن چقدر زمان می‌برد (صادق باش: یک روز کاری قابل قبول است، «آنی» دروغ است)
  • بعد از تأیید، پول چند روزه به حساب می‌نشیند
  • در پایان هر مرحله چه پیامی برایش می‌فرستی

و بعد واقعاً همان پیام‌ها را بفرست. دستیاری که می‌نویسد «مرسولهٔ شما امروز به دستمان رسید، بازگشت وجه فردا انجام می‌شود» بیشتر از هر متن عذرخواهی جلوی خرابی را می‌گیرد. این دقیقاً همان ساز و کارِ پیام‌های پیگیری بعد از خرید است، این‌بار روی یک سفارش خراب.

چه چیزی را اندازه بگیر

سه عدد، و هیچ‌کدام «تعداد مرجوعی» نیست.

  • علت مرجوعی، دسته‌بندی‌شده. اگر یک‌سوم مرجوعی‌هایت «کوچک‌تر از تصورم بود» است، راه‌حل یک عکس از محصول کنار دست است، نه متن بهتر برای بازگشت وجه.
  • فاصلهٔ اولین شکایت تا اولین جواب واقعی. جواب واقعی، نه پیام خودکار.
  • نرخ خرید دوبارهٔ کسانی که یک‌بار مرجوعی داده‌اند. این عدد می‌گوید فرایندت مشتری نگه می‌دارد یا بی‌صدا می‌سوزاندشان.

عدد سوم معمولاً غافلگیرکننده است. وقتی مرجوعی درست اداره شود، همان مشتری‌ها اغلب بیشتر از میانگین خرید می‌کنند، چون حالا می‌دانند اگر چیزی خراب شود چه اتفاقی می‌افتد. این احساساتی‌بازی نیست؛ کل دلیل این‌همه دردسر همین است.

اگر می‌خواهی همان بخشِ ساعت ۱۱:۴۰ شب بدون استخدام شیفت شب انجام شود، کاری که وردست می‌کند همین است: از روی قوانین واقعی خودت جواب می‌دهد، شمارهٔ سفارش و عکس می‌گیرد، زمان‌بندی صادقانه را می‌گوید و صبح یک پروندهٔ کامل جلویت می‌گذارد تا فقط همان یک تصمیمی را بگیری که باید خودت بگیری. قانون خودت، لحن خودت، پول خودت.

مرجوعی هیچ‌وقت بخش لذت‌بخش کار نمی‌شود. اما فروشنده‌ای که ساعت ۱۱:۴۱ جواب می‌دهد مشتری‌ای را نگه می‌دارد که فروشندهٔ ساعت هشت صبح از قبل باخته است.

سؤال‌های پرتکرار دربارهٔ مدیریت مرجوعی و بازگشت وجه در چت

آیا دستیار هوشمند باید خودش بازگشت وجه را تأیید کند؟

بازگشت وجه پول جابه‌جا می‌کند و برگشت‌پذیر نیست، پس این تصمیم را برای آدم نگه دار. بگذار دستیار همهٔ کارهای قبل از آن را انجام دهد: گفتن شرایط، گرفتن شمارهٔ سفارش و عکس، اعلام زمان‌بندی و ثبت پروندهٔ کامل. تعویض سایز کالای موجود معمولاً بی‌خطر است.

در چت مرجوعی دقیقاً چه چیزی از مشتری بپرسم؟

چهار چیز: شمارهٔ سفارش، عکس یا ویدئو از ایراد و از کل کالا، تاریخ تحویل، و اینکه چه نتیجه‌ای می‌خواهد. همه را در یک پیام بپرس نه چهار پیام. با همین چهار مورد در چند ثانیه تصمیم می‌گیری، نه در دو روز پیام‌بازی.

چطور به جای بازگشت وجه، تعویض پیشنهاد بدهم بدون اینکه مشتری آزرده شود؟

اول بازگشت وجه را تأیید کن و همین را واضح بگو، بعد تعویض را یک‌بار به‌عنوان یک انتخاب واقعی پیشنهاد بده. وقتی پول مشتری تضمین شده باشد، هیچ‌کس حس فشار نمی‌کند. تعویض به‌عنوان شرطِ گرفتن پول همان چیزی است که کار را به کامنت عمومی می‌کشاند.

اعتبار خرید جایگزین منصفانه‌ای برای بازگشت وجه است؟

وقتی اختیاری باشد و کمی بیشتر از مبلغ نقدی، بله. مثلاً چند درصد پاداش روی اعتبار. اما همان لحظه‌ای که تنها گزینهٔ ممکن شود، دیگر منصفانه نیست. اعتبار اجباری خیلی بیشتر از خودِ مرجوعی برایت هزینهٔ اعتبار برند دارد.

چقدر سریع باید به درخواست مرجوعی جواب بدهم؟

سریع‌تر از یک سؤال فروش، نه کندتر. لازم نیست اولین جواب شامل تصمیم نهایی باشد؛ کافی است نشان بدهد فرایند واقعی شروع شده و قدم بعدی با تاریخ مشخص است. سکوت است که شکایت قابل حل را عمومی می‌کند.

مرجوعی زیاد یعنی مشتری‌هایم را از دست می‌دهم؟

خودِ مرجوعی مشتری نمی‌گیرد؛ مرجوعیِ بدمدیریت‌شده می‌گیرد. کسانی که یک تجربهٔ برگشت تمیز داشته‌اند اغلب بعد از آن بیشتر خرید می‌کنند، چون دیده‌اند وقتی چیزی خراب می‌شود تو چه می‌کنی.