Vardast

پاسخگویی خودکار به دایرکت اینستاگرام با هوش مصنوعی؛ جوابی که می‌فروشد

Category: اتوماسیون دایرکت
پاسخگویی خودکار به دایرکت اینستاگرام با هوش مصنوعی؛ جوابی که می‌فروشد

پاسخ آماده و قانون کلیدواژه فقط سؤالی را جواب می‌دهند که تو پیش‌بینی کرده‌ای، نه سؤالی که مشتری پرسیده. وقتی دستیار هوش مصنوعی پیام را می‌خواند و موجودی را چک می‌کند، چه چیزی عوض می‌شود؟

ساعت دوازده‌ونیم شب، یک نفر اسکرین‌شات استوریِ چهار روز پیشِ یک پیج را می‌فرستد و زیرش می‌نویسد: «هست؟»

همین. نه اسم محصول، نه سایز، نه رنگ.

پاسخ آماده جواب این پیام را نمی‌دهد. قانونِ کلیدواژه هم نمی‌دهد. ولی خود فروشنده در ده ثانیه جواب می‌داد، چون عکس را نگاه می‌کرد، مانتوی شکلاتیِ کد ۲۲۰ را می‌شناخت، یادش می‌آمد دو تا مانده و می‌نوشت «بله، سایز ۳۸ و ۴۰ موجوده، کدوم رو برات کنار بذارم؟»

ولی فروشنده خواب است. صبح که چشم باز می‌کند، آن مشتری مانتویش را از یک پیج دیگر خریده.

تمام دلیلِ سراغ رفتنِ فروشنده‌ها به پاسخگویی خودکار به دایرکت اینستاگرام با هوش مصنوعی همین فاصله است. و دقیقاً همین فاصله است که بیشترِ چیزهایی که اسمشان را «اتوماسیون هوشمند» گذاشته‌اند، پُر نمی‌کنند. پس بیایید دقیق حرف بزنیم.

سه مدل جواب دادن به دایرکت؛ فقط یکی‌شان پیام را می‌خواند

تقریباً همهٔ فروشنده‌هایی که دیده‌ام، همین سه پله را به همین ترتیب بالا رفته‌اند:

  1. پاسخ آماده. خودت لیست قیمت را کپی می‌کنی و می‌فرستی. برای خودت سریع است، ولی هنوز دستی است و هنوز به ساعت بیداریِ تو گره خورده.
  2. قانون کلیدواژه. اگر پیام کلمهٔ «قیمت» داشت، لیست قیمت برود. خودکار کار می‌کند. منتها روی «قیمت این دوتا رنگ فرق داره؟» هم فعال می‌شود و یک عکسِ نُه‌محصولی می‌فرستد که هیچ‌کدام از دو نیمهٔ سؤال را جواب نمی‌دهد.
  3. دستیار هوش مصنوعی. پیام را مثل یک جمله می‌خواند، می‌فهمد طرف دنبال چیست، جواب را از کاتالوگ واقعی خودت برمی‌دارد و با کلمه جواب می‌دهد.

پلهٔ اول و دوم بی‌فایده نیستند. قانونی که با کلمهٔ «ارسال» شرایط پست را می‌فرستد، بیشتر وقت‌ها درست عمل می‌کند و هزینه‌ای هم ندارد. دردسر از جایی شروع می‌شود که پیام بیشتر از یک موضوع داشته باشد؛ یعنی همان چیزی که آدم‌ها واقعاً می‌نویسند. قبلاً مفصل نوشتم ربات پاسخگوی خودکار چه چیزی را می‌گیرد و چه چیزی را از دست می‌دهد؛ خلاصه‌اش این است: قانون فقط سؤال‌هایی را جواب می‌دهد که تو پیش‌بینی کرده‌ای، و مشتری لیست پیش‌بینی‌های تو را نخوانده.

«می‌فهمد مشتری چه پرسیده» شعار تبلیغاتی نیست

یک پیام واقعی را در نظر بگیر: «سلام، این شکلاتیه سایز ۴۰ دارید؟ تا پنجشنبه به شیراز می‌رسه؟»

این سه سؤال است که پشت یک جمله قایم شده. شکلاتی موجود است؟ سایز ۴۰ دارد؟ تا پنجشنبه به شیراز می‌رسد؟

قانون کلمهٔ «شکلاتی» را می‌بیند و عکس محصول شکلاتی را می‌فرستد. کار از نظر فنی انجام شد، مشتری همچنان سردرگم است.

دستیاری که پیام را می‌خواند، کار دیگری می‌کند: موجود بودنِ شکلاتی را تأیید می‌کند، سایز ۴۰ را با موجودی چک می‌کند، می‌گوید ۴۰ تمام شده ولی ۳۸ کمی گشاد است، و بعد می‌پرسد ارسال به کدام آدرس در شیراز باشد تا زمان دقیق را بگوید. یک پیام. سه جواب. یک سؤالِ برگشتی.

آن سؤالِ آخر از چیزی که فکر می‌کنی مهم‌تر است. پیامی که با نقطه تمام می‌شود، مؤدبانه در را می‌بندد. پیامی که با سؤال تمام می‌شود، مشتری را نگه می‌دارد که تایپ کند؛ و کسی که تایپ می‌کند، می‌خرد.

روی کاغذ فرقشان مسخره‌کننده است. پیج قانون‌محور یک عکس می‌فرستد و می‌نویسد «شکلاتی ✨». دستیارِ خواننده می‌نویسد: «بله شکلاتی موجوده. سایز ۴۰ دیروز تموم شد، ولی ۳۸ کمی آزاده و اکثراً یه سایز پایین‌تر می‌گیرن. شیراز رو اگه امروز ثبت کنی، پنجشنبه دستته. اسم و آدرس رو بفرست تا برات کنار بذارم؟»

هر دو پیام همان چند ثانیه توجه مشتری را می‌گیرند. یکی همه‌چیز را جواب داده و آخرین قطعهٔ لازم برای ثبت سفارش را خواسته. آن یکی عکس فرستاده.

تفاوتِ فروش دقیقاً از کجا می‌آید؟

خیلی‌ها فکر می‌کنند دستیار هوش مصنوعی بیشتر می‌فروشد چون «متقاعدکننده» است. نیست. این اختلاف از سه جای خیلی بی‌زرق‌وبرق می‌آید.

سرعت، آن هم فقط در پیام اول. نُه ثانیه و چهار دقیقه، هر دو برای مشتری «فوری» حساب می‌شوند. چهار ساعت نمی‌شود. ارزشش این نیست که یک ثانیه از رقیبت جلو بزنی؛ این است که هیچ‌وقت آن پیجی نباشی که فردا جواب داد.

کامل بودنِ جواب. بیشترِ فروش‌هایی که از دست می‌روند، «نه» گرفتن نیستند. مکالمه‌ای‌اند که مشتری سه چیز پرسیده، یکی جواب گرفته و حوصله نکرده دوتای دیگر را دوباره بپرسد.

غربال کردن. تقریباً ۱۵٪ از پیام‌های اول‌تماس از خریدارِ واقعی می‌آید؛ کالبدشکافی‌اش را اینجا نوشتم. بقیه پیشنهاد تبادل است، اشتباه روی استوری زده‌اند، یا فقط نگاه می‌کنند. دستیار قرار نیست به همه بفروشد. قرار است این‌ها را در چند ثانیه تعیین‌تکلیف کند تا خریدارِ واقعی پشت صف نماند.

نتیجهٔ این سه‌تا معمولاً این شکلی است: سهم بیشتری از مکالمه‌ها به لحظهٔ «شماره کارت رو بفرستید» می‌رسد. نه یک‌شبه دوبرابر شدنِ فروش. هر ابزاری که چنین قولی می‌دهد، دارد قصه می‌فروشد نه نرم‌افزار.

اول واقعیت‌های حوصله‌سربر را بهش بده، بعد لحن

همه دوست دارند اول شخصیت و لحن دستیار را تنظیم کنند. مقاومت کن. دستیاری که لحن دلنشین دارد ولی موجودی‌ات را نمی‌داند، فقط یک دروغگوی خوش‌برخورد است.

چیزی که واقعاً لازم دارد، تقریباً به همان ترتیبی که مشتری می‌پرسد:

  • اسم محصول‌ها همان‌طور که مشتری صدایشان می‌زند، نه آن‌طور که در انبار ثبت شده. کسی تایپ نمی‌کند «کد کالا ۴۴۷۱، مانتو کرپ».
  • قیمت روز و چیزهایی که تغییرش می‌دهند: تخفیف عمده، حداقل سفارش، اینکه هزینهٔ ارسال داخل قیمت هست یا نه.
  • موجودی، صادقانه. «تا هفتهٔ دیگه شارژ می‌شه» از سکوت بهتر است و از حدس زدن خیلی بهتر.
  • ارسال: پست یا تیپاکس یا پیک، هزینه بر اساس شهر، و ساعتی که بعدش سفارش فردا ارسال می‌شود.
  • شرایط مرجوعی و تعویض، با همان جمله‌هایی که خودت به مشتری می‌گویی.
  • آن پنج سؤالی که هر روز خودت جواب می‌دهی. از حفظی. باز هم بنویسشان.

همین مورد آخر پرارزش‌ترین یک ساعتِ ماه توست. بیشتر فروشنده‌ها پنج سؤال ثابتشان را در دو دقیقه می‌گویند و هیچ‌وقت جایی ننوشته‌اندشان. روش کاملِ ریختنِ کاتالوگ توی ذهن دستیار را در راهنمای آموزش دستیار با کاتالوگ محصولات نوشته‌ام.

مشخص کن چه کارهایی را حق ندارد بکند

این همان مرحله‌ای است که رد می‌شود، بعد یک‌بار دستشان می‌سوزد و کلاً خاموشش می‌کنند.

یک فهرست کوتاه بنویس از کارهایی که دستیارت هرگز نباید خودش انجام بدهد. اگر من فروشنده بودم، مال من این بود: هیچ‌وقت از خودش تخفیف نسازد، هیچ‌وقت تاریخ رسیدنی را قول ندهد که باربری تأییدش نکرده، هیچ‌وقت مرجوعی را خودش تأیید نکند، و سراغ پیامی که از همان اول عصبانی است نرود.

بعد تصمیم بگیر به‌جایش چه اتفاقی بیفتد. سکوت جواب نیست؛ با سکوت مشتری را دوبار می‌بازی. باید یک جملهٔ درست و انسانی بگوید، مکالمه را علامت بزند و بگذارد تو با تمام سابقهٔ چت تحویلش بگیری. قواعد این تحویل‌دادن را بهتر است همان بار اول درست بچینی؛ مهم‌ترین‌هایشان را در نوشتهٔ «چه زمانی هوش مصنوعی باید مکالمه را به آدم بسپارد» آورده‌ام.

هفتهٔ اول، هفتهٔ خواندن است

روشنش کن و بعد بخوان چه می‌گوید. نه تا ابد. فقط هفتهٔ اول.

روزی سی مکالمه، ده دقیقه با چای صبح. دنبال دقیقاً دو چیز می‌گردی: جواب‌هایی که غلط بوده‌اند، و جواب‌هایی که درست بوده‌اند ولی اصلاً شبیه لحن تو نیستند. اولی را با اضافه‌کردن همان اطلاعاتِ جاافتاده درست کن. دومی را با کپی‌کردنِ یکی از جواب‌های واقعی خودت به‌عنوان نمونهٔ لحن.

فروشنده‌هایی که این کار را می‌کنند، آخرش دستیاری دارند که شبیه پیج خودشان حرف می‌زند. آن‌هایی که ردش می‌کنند، دستیاری دارند که شبیه یک سایت حرف می‌زند و بعد گله می‌کنند که «مشتری می‌فهمه». مشتری همیشه می‌فهمد. ولی خیلی کمتر از چیزی که فکر می‌کنی برایش مهم است، به شرطی که جواب درست باشد و موقعی برسد که هنوز برایش مهم بوده.

حد و مرزِ صادقانه

هوش مصنوعی سخت‌ترین فروش‌هایت را نمی‌بندد. مشتری‌ای که باید قانع شود، آن‌که دارد سه تا پیج را مقایسه می‌کند، آن‌که می‌خواهد چانه بزند — این‌ها مال خودت‌اند. کاری که دستیار می‌کند این است که همان آدم تا وقتی بیدار شوی هنوز داخل مکالمه مانده باشد، نه اینکه رفته باشد سراغ پیجی که نصف‌شب جوابش را داد.

معاملهٔ واقعی همین است: تو دیگر گلوگاهِ هر سؤال کوچک نیستی و تمرکزت برمی‌گردد سراغ همان مکالمه‌هایی که در آن‌ها از هر متنِ آماده‌ای ارزشمندتری.

اگر حوصلهٔ ساختنِ همهٔ این‌ها را از صفر نداری، تقریباً همان کاری است که وردست انجام می‌دهد: اینستاگرامت را وصل می‌کنی، محصول‌ها و قانون‌هایت را می‌دهی، و شبانه‌روز با لحن خودت جواب دایرکت‌ها را می‌دهد و هر چیزی را که نباید دست بزند، دست‌نخورده می‌دهد به خودت.

راستی، آن مانتوی شکلاتی هنوز موجود بود. فقط پیج نُه ساعت دیرتر فهمید.

سؤال‌های پرتکرار دربارهٔ پاسخگویی خودکار به دایرکت با هوش مصنوعی

واقعاً می‌شود جواب دایرکت اینستاگرام را خودکار داد؟

بله. بعد از وصل‌شدن اکانت، دستیار هوش مصنوعی پیام‌های ورودی را می‌خواند و با اطلاعات محصول و قوانین فروشگاه خودش جواب می‌دهد. برخلاف قانون‌های کلیدواژه‌ای، پیام‌هایی را هم که قبلاً ندیده جواب می‌دهد، حتی وقتی دو سه سؤال توی یک جمله باشد.

مشتری می‌فهمد که با ربات حرف می‌زند؟

بعضی‌ها می‌فهمند، مخصوصاً اول کار. ولی خیلی کمتر از آن چیزی که فروشنده‌ها نگرانش هستند اهمیت دارد؛ چیزی که مشتری را فراری می‌دهد جواب غلط و انتظار چهارساعته است، نه اینکه چه کسی تایپ کرده. اگر چند نمونه از جواب‌های واقعی خودت را به‌عنوان لحن بدهی، این فاصله تقریباً بسته می‌شود.

پاسخ خودکار به دایرکت باعث محدودیت یا بلاک‌شدن پیج می‌شود؟

جواب‌دادن به کسی که خودش اول پیام داده، رفتار عادی یک کسب‌وکار است و ابزارهای رسمی پیام‌رسانی دقیقاً برای همین ساخته شده‌اند. چیزی که پیج را به دردسر می‌اندازد، ارسال انبوه پیام به کسانی است که هیچ‌وقت با تو تماس نگرفته‌اند. سرویسی را انتخاب کن که از مسیر رسمی وصل می‌شود، نه با لاگین مستقیم به اکانتت.

اگر دستیار جواب سؤالی را نداند چه می‌شود؟

دستیارِ درست تنظیم‌شده باید بگوید مطمئن نیست، حدس نزند و مکالمه را با تمام سابقه به خودت بسپارد. حدس‌زدن سریع‌ترین راه از بین بردن اعتماد مشتری است، پس قبل از راه‌اندازی حتماً همین رفتار را تست کن.

راه‌اندازی پاسخگویی خودکار دایرکت چقدر طول می‌کشد؟

وصل‌کردن اکانت چند دقیقه است. رسیدن به جواب‌های واقعاً خوب چند ساعت وقت می‌خواهد برای واردکردن کاتالوگ، قیمت، شرایط ارسال و مرجوعی، به‌علاوهٔ یک هفته خواندن و اصلاح جواب‌ها. بیشتر این زمان صرف نوشتن چیزهایی می‌شود که از قبل در ذهن خودت هست.

باز هم باید خودم توی دایرکت باشم؟

بله، ولی برای تعداد خیلی کمتری از مکالمه‌ها. سؤال موجودی، قیمت، ارسال و سایز بدون تو جلو می‌رود. تو برای شکایت، چانه‌زنی و هر چیزی که به دستیار گفته‌ای دست نزند وارد می‌شوی.