Vardast

ربات تلگرام برای پشتیبانی مشتری؛ گردش‌کاری که واقعاً دوام می‌آورد

Category: راهنما و ابزار
ربات تلگرام برای پشتیبانی مشتری؛ گردش‌کاری که واقعاً دوام می‌آورد

تلگرام یک صندوق پیام به شما نمی‌دهد، سه‌تا می‌دهد: پی‌وی، گروه و کامنت کانال. این‌جا می‌گوییم چطور یک ربات پشتیبانی هر سه را از روی یک منبع واحد جواب بدهد.

ساعت یازده‌ونیم شب است و شصت‌ویک پیام خوانده‌نشده روی تلگرام فروشنده مانده. چهارده‌تا در گروه فروشگاه، نه‌تا زیر پست کانال، بقیه در پی‌وی. اول سراغ پی‌وی می‌رود، چون آن‌ها شبیه خریدار واقعی‌اند. صبح که برمی‌گردد، اعضای گروه جواب همدیگر را داده‌اند؛ دوتا از جواب‌ها غلط است و یکی‌شان درباره‌ی شرایط مرجوعی.

این همان تکه‌ای است که کسی از قبل به شما نمی‌گوید. تلگرام یک صندوق پیام به شما نمی‌دهد؛ سه‌تا می‌دهد، هرکدام با عادت‌های خودش، و مشتری اصلاً نمی‌داند کدام‌شان جای سؤال اوست.

معمولاً ربات تلگرام برای پشتیبانی مشتری را این‌طور می‌فروشند: «سریع‌تر جواب بده». سرعت بخش آسان ماجراست. چیزی که تعیین می‌کند این کار جواب می‌دهد یا نه، این است که آن سه فضا بالاخره مثل یک میز پشتیبانی با یک حافظه رفتار کنند.

پشتیبانی تلگرام جلوی چشم همه خراب می‌شود

در اینستاگرام سؤال در دایرکت می‌آید و در دایرکت هم تمام می‌شود. هرچه جواب بدهید، فقط یک نفر می‌خواندش. تلگرام بلندتر است.

یک نفر زیر پست کانال می‌نویسد «آبیش کی شارژ می‌شه؟» و هر کسی که آن پست را بالا و پایین می‌کند، هم سؤال را می‌بیند هم سکوت زیرش را. بعد همان آدم در گروه هم می‌پرسد. بعد پی‌وی می‌دهد، چون فکر می‌کند آن دوتا جایی نرفته. یک سؤال، سه نسخه. اگر کمی متفاوت جواب بدهید — که آدم خسته همیشه می‌دهد — یک تناقض منتشر کرده‌اید، آن هم جایی که اسکرین‌شاتش تا ابد می‌ماند.

سریع‌تر تایپ‌کردن این را درست نمی‌کند. چیزی که درستش می‌کند یک منبع واحدِ جواب است که هر سه جا را با همان کلمات پاسخ بدهد.

سه فضا، سه وظیفه

قبل از این‌که چیزی را خودکار کنید، تکلیف هر فضا را روشن کنید. بیشترِ آشفتگیِ پشتیبانی از همین‌جا می‌آید که فروشنده هر سه را یک صندوق واحد فرض می‌کند.

  • پی‌وی. جایی که پول جابه‌جا می‌شود. سؤال سفارش، سایز، مشکل پرداخت، شکایت. هر چیزی که اسم و آدرس و رسید دارد، همین‌جا می‌ماند و هیچ‌جای دیگر.
  • گروه. نصفش انجمن مشتری‌هاست، نصفش صف پشتیبانی. حسنش این است که یک جواب خوب را دویست نفری می‌خوانند که اصلاً نپرسیده بودند. خطرش این است که یک جواب غلط از طرف یک عضو ناشناس را هم همان دویست نفر می‌خوانند.
  • کامنت کانال. ویترین شماست. سؤال‌های این‌جا کوتاه و پیش از خریدند: قیمت، موجودی، زمان ارسال. علنی‌ترین فضا هم هست، پس باید سریع‌ترین باشد.

قانون مسیریابی روی یک برگه جا می‌شود: سؤال عمومی، جواب عمومی؛ جزئیات شخصی، پی‌وی. یک ربات می‌تواند این قانون را ساعت سه بامداد هم اجرا کند. شما نمی‌توانید.

اول پایگاه دانش، بعد دکمه‌ها

حس اولیه این است که با منو شروع کنیم: «۱ را برای سفارش بزنید، ۲ را برای ارسال». منو حس کنترل می‌دهد و همان لحظه‌ای فرومی‌ریزد که کسی می‌نویسد «سلام، مشکیه که سه‌شنبه گذاشتین، سایز ۴۲ دارین؟» — یعنی همان‌طور که آدم‌های واقعی می‌نویسند.

از سر دیگر شروع کنید. بنویسید کسب‌وکارتان واقعاً چه می‌داند و بگذارید ربات از روی همان، با زبان معمولی، جواب بدهد. پایگاه دانشِ یک فروشنده‌ی آنلاین کوچک‌تر از تصور شماست:

  • محصول‌ها با سایز و جنس و رنگ، و این‌که همین حالا کدام‌ها واقعاً ناموجودند
  • قیمت به تومان، روش‌های پرداخت، و این‌که کارت‌به‌کارت را قبول می‌کنید یا نه
  • هزینه و زمان ارسال به تهران و شهرستان، و ساعتی که بعد از آن سفارش فردا ارسال می‌شود
  • مهلت مرجوعی، این‌که هزینه‌ی برگشت با کیست و چه چیزی مرجوعی را باطل می‌کند
  • گارانتی و خدمات پس از فروش، دقیقاً با همان جمله‌ای که دوست دارید تکرار شود
  • این‌که مشتری وضعیت سفارش ثبت‌شده‌اش را چطور پیگیری کند

پنج سؤال بیشترِ حجم پیام‌های یک فروشنده را می‌بلعد: قیمت، موجودی، زمان ارسال، سایز، و یک نسخه‌ای از «اورجیناله؟». همین پنج‌تا را درست جواب بدهید، ربات پیش از هر کار هوشمندانه‌ای هزینه‌ی خودش را درآورده.

یک شرط دیگر هم دارد: لحن جواب‌ها باید لحن خودتان باشد. رباتی که مثل بروشور بانک می‌نویسد، چسبیده به فروشگاهی که مثل یک دوست حرف می‌زند، مصنوعی به نظر می‌رسد و مشتری زودتر از چیزی که فکر کنید می‌فهمد. همین منطق در نوشته‌ی ما درباره‌ی اتوماسیون هوشمند تلگرام هم آمده و برای پشتیبانی به‌اندازه‌ی بازاریابی صدق می‌کند.

گردش‌کاری که دوام می‌آورد

اگر بخواهم برای یک فروشگاه کوچک شکل کار را بچینم، ترتیبش این است:

  1. پیام‌ها را از هر سه فضا بگیرید. پی‌وی، منشن گروه و کامنت کانال باید به یک صف برسند. رباتی که فقط پی‌وی را می‌بیند، آسان‌ترین یک‌سومِ مسئله را حل کرده.
  2. بفهمید چه کسی می‌پرسد. مشتری‌ای که سفارش باز دارد باید جمله‌ی اول متفاوتی بشنود تا کسی که تازه قیمت پرسیده. رباتی که بین پیام‌ها چیزی یادش نمی‌ماند، هر گفتگو را از صفر شروع می‌کند و مشتری مجبور می‌شود خودش را تکرار کند.
  3. از پایگاه دانش جواب بدهد، نه از متن آماده. نه یک قالب ثابت با اسم مشتری وسطش؛ جوابِ واقعیِ همان سؤال، حتی سؤال‌های سختی مثل «چرا از فلان صفحه گرون‌تره؟».
  4. فقط حرف نزند، کاری بکند. وضعیت سفارش را چک کند، شکایت را ثبت کند، مشتری را به لیست انتظار شارژ اضافه کند، جدول سایز بفرستد. پشتیبانی‌ای که فقط جمله تولید می‌کند، کار را برمی‌گرداند روی دست شما.
  5. موضوع‌های شخصی را ببرد به پی‌وی. یک «درباره‌ی سفارش‌تان پی‌وی خدمت‌تان پیام دادم» هم مؤدبانه است، هم اطلاعات مشتری را بیرون از دید بقیه نگه می‌دارد.
  6. تحویل به آدم را تمیز انجام بدهد. وقتی همکار شما وارد گفتگو می‌شود باید کل مکالمه را ببیند، نه یک نوتیفیکیشن خالی. تحویلی که با «سلام، بفرمایید؟» شروع شود — بعد از این‌که مشتری دوبار توضیح داده — از نبودِ ربات هم بدتر است.
  7. هر سؤالی که نتوانست جواب بدهد را ثبت کند. آن فهرست، نقشه‌ی راه شماست. هفته‌ای یک‌بار بخوانیدش، جواب‌ها را اضافه کنید، و پوشش ربات خودبه‌خود بالا می‌رود.

بگذارید بگوید «نمی‌دانم»

سریع‌ترین راه از دست دادن اعتماد، رباتی است که با اعتمادبه‌نفس حدس می‌زند. اگر مشتری بپرسد این کاپشن کوچک است یا نه و ربات از خودش جوابی بسازد، شما یک تیکت پشتیبانی نمی‌گیرید؛ یک مرجوعی می‌گیرید، بعد یک بازگشت وجه، بعد یک نظر بد. به همین ترتیب.

از همان اول مشخص کنید چه چیزهایی را نباید تنهایی دست بگیرد:

  • مرجوعی، شکایت، و هر پیامی که با حرف درشت و علامت تعجب نوشته شده
  • پولی که قبلاً پرداخت شده؛ مخصوصاً پرداخت ناموفق یا دوباره کسر‌شده
  • عمده‌فروشی، قیمت همکاری و سفارش سفارشی
  • سؤالی که بعد از جواب ربات دوباره پرسیده می‌شود — این تکرار یعنی مشتری دارد می‌گوید جواب اشتباه بود
  • هر ادعای حقوقی، پزشکی یا ایمنی

یک «اجازه بدهید همکارم تأیید کند، یک لحظه» صادقانه هیچ هزینه‌ای ندارد. یک جواب غلطِ مطمئن، سفارش را می‌برد.

ماه اول حواس‌تان به چه باشد

اعدادی که بدون هیچ داشبوردی هم می‌شود جمع کرد:

  • زمان اولین پاسخ، جدا برای هر فضا. کامنت کانال باید سریع‌ترین باشد؛ همان‌جاست که غریبه‌ها قضاوت‌تان می‌کنند.
  • سهم گفتگوهایی که بدون آدم بسته می‌شوند. بالای پنجاه درصد در ماه اول شروع خوبی است. دویدن دنبال صددرصد، همان‌جایی است که ربات‌ها آزاردهنده می‌شوند.
  • نرخ تحویل به اپراتور و دلیلش. دلیل‌ها از خود نرخ مهم‌ترند.
  • فهرست سؤال‌های بی‌جواب. ده حفره‌ی اولِ شما، مرتب‌شده بر اساس تعدادِ برخورد.
  • پاسخ‌های بعد از ساعت ده شب. حجم شبانه واقعی است و دقیقاً همان چیزی است که تا امروز داشتید از دست می‌دادید.

سرِ سرعت باید جداگانه حساب باز کرد، چون فروشنده‌ها معمولاً دست‌کم می‌گیرندش. عددهایش را در مقایسه‌ی سرعت پاسخ هوش مصنوعی و انسان آورده‌ایم، و نوشته‌ای که می‌گوید مشتری دایرکت واقعاً چقدر صبر می‌کند را قبل از این‌که به خودتان قول بدهید همه‌چیز را دستی جواب می‌دهید بخوانید.

اشتباه‌هایی که مدام می‌بینم

  • منوی چنددکمه‌ای به‌جای پشتیبانی. شش گزینه، که هیچ‌کدام سؤال مشتری نیست.
  • خودکارکردن گروه و رهاکردن کامنت کانال. خریدارِ مردد دقیقاً همان‌جا ایستاده.
  • نداشتن مسیر تحویل به آدم. ربات جواب می‌دهد، مشتری آدم می‌خواهد، و گفتگو به دیوار می‌خورد.
  • پایگاه دانشی که یک‌بار نوشته شده و دیگر دست نخورده. قیمت‌ها عوض می‌شوند، موجودی هم. رباتی که قیمت فصل قبل را می‌گوید از سکوت بدتر است.
  • پنهان‌کردن ربات‌بودن. لازم نیست زیر هر پیام توضیح بدهید، اما آدم جا زدنِ ربات وقتی لو می‌رود بد لو می‌رود.

کوچک‌تر از آن‌چه دوست دارید شروع کنید

پانزده سؤال پرتکرارتان را جدا کنید. جواب‌های واقعی بنویسید. اول فقط برای کامنت کانال روشنش کنید، یک هفته تماشا کنید، بعد پی‌وی را اضافه کنید، بعد گروه. حفره پیدا می‌کنید؛ پیداکردن‌شان فضا‌به‌فضا خیلی کم‌دردتر از این است که همه‌جا یک‌باره سرتان بریزد.

اگر حوصله‌ی سرهم‌کردن این‌ها را ندارید، تقریباً همین کاری است که وردست برایش ساخته شده: تلگرام‌تان را کنار اینستاگرام و واتساپ و بله و سایت وصل می‌کنید، مشتری از روی دانشِ محصولِ خودتان و با لحن خودتان جواب می‌گیرد، و هر جا کار به آدم رسید گفتگو دست شما می‌افتد. یک حافظه، روی همه‌ی کانال‌ها.

آن فروشنده با شصت‌ویک پیام خوانده‌نشده لازم نبود تندتر تایپ کند. لازم بود جواب‌ها یک‌جا وجود داشته باشند و یک نفر — یا یک چیزی — حاضر باشد نصف‌شب تکرارشان کند.

سؤال‌های پرتکرار درباره‌ی ربات تلگرام برای پشتیبانی مشتری

یک ربات تلگرام برای پشتیبانی مشتری دقیقاً چه کاری می‌کند؟

از روی پایگاه دانش خودتان به سؤال‌های محصول، قیمت، موجودی و ارسال جواب می‌دهد، وضعیت سفارش را چک می‌کند، شکایت را ثبت می‌کند و موضوع‌های شخصی را می‌برد به پی‌وی. نمونه‌های خوبش گفتگو را با کل سابقه تحویل اپراتور می‌دهند، نه با یک نوتیفیکیشن خالی.

یک ربات می‌تواند هم‌زمان پی‌وی، گروه و کامنت کانال را پوشش بدهد؟

بله و اتفاقاً باید بدهد. مشتری یک سؤال را در هر سه جا می‌پرسد، پس هر سه باید به یک صف و یک مجموعه جواب برسند. اگر ربات فقط پی‌وی را ببیند، کامنت کانال که علنی‌ترین فضاست بی‌جواب می‌ماند، جایی که همه می‌بینند.

برای راه‌اندازی ربات پشتیبانی تلگرام باید برنامه‌نویسی بلد باشم؟

دیگر لازم نیست. ساخت ربات با ابزارهای رسمی تلگرام یعنی نوشتن و میزبانی کد. اما یک دستیار آماده فقط از شما می‌خواهد حساب تلگرام‌تان را وصل کنید و دانش محصول‌تان را وارد کنید؛ بقیه‌ی کار پشت صحنه انجام می‌شود.

چطور جلوی جواب‌های اشتباه ربات را بگیرم؟

جواب‌ها را به پایگاه دانشی که خودتان به‌روز نگه می‌دارید گره بزنید و به ربات اجازه بدهید بگوید نمی‌داند. قانون بگذارید که مرجوعی، مشکل پرداخت، شکایت و درخواست عمده همیشه به آدم برسد. بعد هفته‌ای یک‌بار فهرست سؤال‌های بی‌جواب را بخوانید و حفره‌ها را پر کنید.

مشتری از حرف‌زدن با ربات بدش نمی‌آید؟

چیزی که مشتری را عصبانی می‌کند انتظار و جواب غلط است، نه خودکاربودن. رباتی که در چند ثانیه درست جواب می‌دهد و هرجا از توانش خارج شد تمیز تحویل آدم می‌دهد، معمولاً بازخورد بهتری می‌گیرد تا یک آدم که فردا صبح جواب می‌دهد.

چقدر طول می‌کشد تا ربات پشتیبانی به‌صرفه شود؟

بیشتر فروشنده‌ها همان هفته‌ی اول تفاوت را می‌بینند، چون پنج سؤال یعنی قیمت، موجودی، زمان ارسال، سایز و اورجینال‌بودن بخش عمده‌ی حجم پیام‌ها را می‌گیرد. با پانزده سؤال پرتکرارتان شروع کنید و بقیه را از فهرست بی‌جواب‌ها اضافه کنید.