از همین هفته، یک خریدار داخلِ چتجیپیتی دکمهای میزند، سلفیاش را میدهد و لباسِ شما را روی تنِ خودش میبیند؛ قبل از اینکه حتی پیجِ شما را باز کند. اوپنایآی اول اکتبر «پرو مجازی» را برای همهٔ دنیا فعال کرد. اگر لباس یا اکسسوری میفروشید، اتاقِ پرو همین الان رفت داخلِ اپِ یک نفرِ دیگر.
خبرِ اصلیِ امروز همین است. پشتش: شرکتهای پشتیبانی دارند برای ایجنتهای خرید یک درِ جدا میسازند، یک استارتاپِ کوچک پول گرفته تا ایجنتها را ببرد داخلِ واتساپ و تلگرام، و دو سناتورِ آمریکایی میخواهند وقتی ایجنتی خرابکاری کرد، یک نفر جواب پس بدهد. ببینیم هرکدام برای شما چه معنیای دارد.
چتجیپیتی اتاقِ پرو باز کرد
حالا وقتی چتجیپیتی یک لباس یا اکسسوری نشان میدهد، کنارش دکمهٔ «امتحان کن» هست. میزنید، سلفی میگیرید یا عکس میدهید، و مدلِ تصویرِ چتجیپیتی شما را با آن لباس میسازد. حتی میشود اسکرینشاتِ یک محصول از هر سایتی را داد و گفت «این را تنم کن». عکسِ مرجعتان برای دفعههای بعد ذخیره میشود و یک بخشِ «علاقهمندیها» هم اضافه شده که چیزهایی را که پسندیدهاید نگه میدارد. روی وب و موبایل، در همهٔ کشورها.
بخشِ تصویرش با مدلِ جدیدِ Images 2.5 اوپنایآی کار میکند که به گفتهٔ خودِ شرکت نور و بافتِ پارچه را طبیعیتر درمیآورد. ولی یادتان باشد: پروِ مجازی یک حدس است، نه آینه. سایز، کشسانیِ پارچه و رنگِ واقعی دقیقاً همان جاهایی است که این عکسها ممکن است گول بزنند.
چرا برای شما مهم است: سؤالِ «تنم چطور میشه؟» قبلاً مستقیم میآمد توی دایرکتِ شما. حالا بخشی از جوابش قبل از رسیدنِ مشتری داده میشود؛ با ابزاری که دستِ شما نیست و با عکسی از محصولتان که از یک جایی پیدا کرده. دو نتیجه دارد. اول، عکسِ محصولتان حالا مادهٔ خام است: عکسِ تمیز، با نورِ خوب و از روبهرو، خیلی بهتر از یک عکسِ شلوغ «پرو» میشود. دوم، سؤالهایی که هنوز به شما میرسند دقیقترند: «پروش کردم، سایزش استاندارده؟»، «رنگِ تیرهترش رو هم دارید؟». این مشتری یک قدم با خرید فاصله دارد. سریع و با سایزِ واقعی جواب بدهید، وگرنه برمیگردد سراغِ همان اپی که لباس را تنش کرده بود. برای همین سؤالهای سایز و موجودی، آموزش دستیار هوش مصنوعی با کاتالوگ محصولات را بخوانید.
ایجنتهای خرید رسیدند به صفِ پشتیبانی
دکاگون، شرکتی که برای برندهایی مثل دولینگو، نوشن و هرتز ایجنتِ پشتیبانی میسازد، اول اکتبر ابزاری به اسمِ «دروازهٔ ایجنتهای شخصی» معرفی کرد. فرضِ اصلیاش خودش خبر است: ایجنتهای شخصی (از میوزِ متا تا داتسِ اوپنایآی) همین حالا از طرفِ مشتری رزرو میکنند، میخرند، لغو میکنند و چانه میزنند، و سروکلهشان در صفِ پشتیبانی پیدا شده.
این دروازه سعی میکند از روی سابقهٔ حساب و ریتمِ درخواستها بفهمد آن طرفِ خط آدم است یا ایجنت. ایجنتها میروند به یک مسیرِ جدا که ایجنتِ خودِ برند مستقیم جوابشان را میدهد. هویتِ ایجنت را هم چک میکند، دستش را محدود میکند و برای کارهای حساس از صاحبِ انسانیاش تأیید میگیرد.
چرا برای شما مهم است: برای گرفتنِ درسش لازم نیست نرمافزارِ سازمانی بخرید. بهزودی بعضی از «مشتری»هایتان رباتهاییاند که ساعتِ سهٔ صبح سؤالهای کوتاه و دقیق میپرسند: قیمت، موجودی، زمانِ ارسال، شرایطِ مرجوعی. خوشبرخوردی برایشان مهم نیست. اطلاعاتِ درست و یکدست میخواهند و در چند ثانیه شما را با مغازهٔ بعدی مقایسه میکنند. ماجرای دیروز، وقتی ایجنتِ میوزِ متا آدرسِ یک فروشنده را به خریدار داد، روی دیگرِ همین سکه است: همین حالا تصمیم بگیرید هر ایجنتی، چه مالِ شما چه مالِ مشتری، حق دارد چه چیزی از شما بگیرد.
استارتاپی که شرط بسته چت از اپ جلو میزند
استارتاپِ فوتون ۴.۵ میلیون دلار سرمایهٔ اولیه گرفت تا ایجنتهای هوش مصنوعی را ببرد داخلِ پیامرسانهایی که مردم همین حالا دارند: آیمسیج، واتساپ، تلگرام، پیامک، ایمیل و تماسِ صوتی، همه با یک رابط. ورسل هم جزوِ سرمایهگذارهاست. شرکت میگوید بیش از ۴۰ هزار توسعهدهنده ثبتنام کردهاند و درآمدش در چهار ماه ده برابر شده.
با معیارهای امسال پولِ زیادی نیست. ولی شرطِ بزرگی است. حرفِ اصلیِ فوتون این است که مردم اپِ جدید نمیخواهند؛ میخواهند پیام بدهند و کارشان راه بیفتد.
چرا برای شما مهم است: این را شما سالهاست میدانید. مغازهٔ شما توی دایرکت است، نه توی اپی که کسی نصبش نمیکند. حالا سرمایهگذارها پول میدهند تا چیزی را بسازند که فروشندههای ایرانی از سرِ ناچاری زودتر فهمیدند. ولی با این موج، توقع هم بالا میرود. وقتی مشتری عادت کند ایجنتها توی واتساپ فوری جواب بدهند، جوابِ دوساعته کمکم به نظرش «خراب» میآید. اگر چند کانال دارید، مدیریت یکپارچهٔ پیامها با یک حافظهٔ مشترک دیگر یک امکانِ اضافه نیست.
آمریکا میپرسد: ایجنت که خرابکاری کرد، تقصیرِ کیست؟
سناتور جاش هاولی و سناتور کریس مورفی اول اکتبر «قانونِ پاسخگوییِ ایجنتهای هوش مصنوعی» را معرفی کردند. طبقِ این طرح، اگر ایجنتی که کسی آگاهانه راه انداخته از سرِ بیاحتیاطی خسارتِ هک بزند، گردانندهاش طبقِ قانونِ ضدِ هکِ آمریکا هم مسئولیتِ مدنی دارد هم کیفری؛ و سازندهها هم اگر سدهای معقول نگذارند، مسئولاند. این طرح عملاً در برابرِ ترجیحِ کاخ سفید برای «خودتنظیمیِ داوطلبانه» ایستاده.
فعلاً طرح است، نه قانون، و هدفش هک است نه گفتوگوی فروشگاهی. ولی دقت کنید اسمِ چه کسی آمده: گرداننده، نه فقط شرکتی که مدل را ساخته. همین هفته دادستانِ کلِ کالیفرنیا هم برای حادثههای امنیتی به اوپنایآی احضاریهٔ تحقیق داد.
چرا برای شما مهم است: جهتِ حرکت روشن است. جملهٔ «هوش مصنوعی خودش این کار را کرد» قرار نیست مدتِ زیادی بهانه باشد. هرچه به اسمِ شما کار میکند، حرف و کارش پای شماست. این دلیلی برای کنار گذاشتنِ هوش مصنوعی نیست؛ دلیلی است برای انتخابِ دستیاری با مرزهای روشن که وقتِ حساس، گفتوگو را تمیز به خودتان برگرداند.
خبرهای کوتاه
- فلاکس ۳ آمد: مدلِ تصویرِ تازهٔ بلک فارست لبز با چیدمانِ جعبهای، ویرایشِ فقط یک تکه از عکس و خروجیِ مستقیمِ 2K و 4K. درست کردنِ یک گوشهٔ عکسِ محصول بدونِ عکاسیِ دوباره هر روز سادهتر میشود.
- گریفین از تاووس یک ایجنتِ ویدیویی است که همزمان میشنود و حرف میزند؛ در یک آزمایش، ۴۸ درصدِ آدمها در تماسهای یکدقیقهای فکر کردند طرفشان انسان است. «فروشندهٔ ویدیویی» دارد میرسد، و همراهش این سؤال که آیا باید بگوید ربات است یا نه.
- زنجیرهٔ سوپرمارکتِ آلبرتسونز در آمریکا چتجیپیتی را برای کارمندها و رابطِ اوپنایآی را در بیش از ۲۲۰۰ فروشگاه با حدودِ ۳۶ میلیون خریدارِ هفتگی به کار میگیرد. خردهفروشیِ بزرگ هوش مصنوعی را آورده پشتِ پیشخوان، نه فقط پشتِ صحنه.
نخِ مشترکِ همهٔ این خبرها: خریدارها دارند هوش مصنوعیِ خودشان را پیدا میکنند و با سؤالهای دقیقتر و حوصلهٔ کمتر دمِ درِ مغازهٔ شما میرسند. برنده کسی است که مثلِ کسی که انبارش را از بَر است جواب بدهد، آن هم در همان پیامرسانی که مشتری بازش کرده. ما وردست را برای همین ساختیم: دستیاری که شبانهروز از روی کاتالوگِ واقعیِ خودتان به پیامهای اینستاگرام، واتساپ و تلگرام جواب میدهد و میداند کی باید گفتوگو را به خودتان بسپارد.