Vardast

ابزار هوش مصنوعی برای فروشندگان اینستاگرام؛ کدام را اول راه بیندازیم؟

Category: راهنما و ابزار
ابزار هوش مصنوعی برای فروشندگان اینستاگرام؛ کدام را اول راه بیندازیم؟

پاسخگویی خودکار، کامنت‌به‌دایرکت، پاسخ از روی کاتالوگ، پیگیری و تحویل به آدم؛ پنج ابزاری که یک فروشندهٔ اینستاگرام واقعاً می‌تواند استفاده کند و ترتیب درست اضافه کردنشان.

ساعت ۹ صبح گوشی را برمی‌داری. ۴۱ پیام خوانده‌نشده. نُه‌تایشان یک کلمه است: «قیمت؟». چهار نفر می‌پرسند آبی‌اش دوباره موجود شده یا نه، دو نفر پیگیر سفارششان‌اند، یکی ویس فرستاده که هنوز جرئت نکرده‌ای پخشش کنی، و لای همین شلوغی سه نفر هستند که واقعاً امروز قصد خرید داشتند.

تا ظهر شاید به بیست‌وپنج‌تا جواب بدهی. بقیه جوابت را فردا می‌خوانند؛ وقتی خریدشان را از یک پیج دیگر کرده‌اند.

هر ابزاری که این روزها با عنوان هوش مصنوعی برای فروشندگان اینستاگرام فروخته می‌شود، ادعا می‌کند همین صبح را درست می‌کند. بیشترشان فقط یک تکه‌اش را درست می‌کنند و پول کلِ ماجرا را می‌گیرند. پس بگذار نقشه را صادقانه بکشم: هر ابزار دقیقاً چه کار می‌کند، کجا کم می‌آورد، و اگر جای تو بودم به چه ترتیبی اضافه‌شان می‌کردم.

از ابزاری شروع کن که جواب می‌دهد، نه ابزاری که پیام می‌فرستد

تقریباً همهٔ فروشنده‌ها از ته صف شروع می‌کنند. اولین چیزی که می‌خواهند ارسال پیام گروهی است، یا پیام خودکار به فالوور جدید، یا رباتی که تا کسی فالو کرد یک «خوش آمدی» بفرستد. فرستادن، حس بازاریابی دارد. حس رشد دارد.

اما نشتیِ تو آنجا نیست. نشتیِ تو همان ۴۱ نفری‌اند که پیام داده‌اند و منتظرند.

پاسخگویی خودکار کوتاه‌ترین مسیر به پول است، چون طرف همین حالا داخل گفت‌وگوست، همین حالا علاقه دارد و گوشی دستش است. هر ساعتی که منتظر بماند، شانس خرید پایین‌تر می‌آید. زیر پنج دقیقه جواب بدهی، با کسی حرف می‌زنی که هنوز آن محصول را می‌خواهد؛ فردا صبح جواب بدهی، با کسی حرف می‌زنی که یا بی‌خیال شده یا از جای دیگر خریده.

یک دستیار پاسخگو پیام را می‌خواند، می‌فهمد چه پرسیده شده (حتی آن پیام‌هایی که فقط یک اسکرین‌شات استوری‌اند با نوشتهٔ «همین؟») و از روی اطلاعات محصولاتت جواب می‌دهد. اگر می‌خواهی دقیق‌تر ببینی این ماجرا در عمل چه شکلی است، قبلاً دربارهٔ کاری که یک دستیار هوش مصنوعی در پیج فروشگاهی انجام می‌دهد نوشته‌ام. خلاصه‌اش این است: فرق بین پیجی که پاسخ می‌دهد و پیجی که فقط پیام جمع می‌کند.

کامنت به دایرکت؛ ارزان‌ترین ابزار، خراب‌ترین اجرا

یک ریلز می‌گذاری. می‌گیرد. ۹۳ کامنت، اغلب یک کلمه: «قیمت»، «دایرکت»، یک ایموجی آتش. ابزار کامنت‌به‌دایرکت این‌ها را می‌بیند و خودکار یک گفت‌وگوی خصوصی باز می‌کند.

ارزان‌ترین بردِ کل مجموعه است. بیشترین خرابکاری را هم همین‌جا دیده‌ام، چون فروشنده تنظیم می‌کند یک متن ثابت برای همه برود:

«سلام عزیزم 🌸 ممنون از کامنتت! لینک بایو رو ببین 🌸🌸»

این پیام گفت‌وگو را می‌بندد. طرف زیر یک ریلز مشخص، دربارهٔ یک محصول مشخص پرسیده و تو یک تابلوی راهنما فرستاده‌ای. حالا باید خودش زحمت بکشد تا از تو بخرد.

نسخه‌ای که جواب می‌دهد با همان محصولی شروع می‌شود که طرف نگاهش می‌کرد، قیمت واقعی را می‌گوید و یک سؤال می‌پرسد که کار را جلو ببرد: سایز، رنگ، شهر. بعد وقتی جواب داد، باید چیزی آن طرف خط باشد که گفت‌وگو را ادامه بدهد. اتوماسیون کامنتی که به سکوت ختم می‌شود، فقط راهِ کندترِ از دست دادن مشتری است. تفصیلش را در تبدیل کامنت‌های اینستاگرام به مشتری نوشته‌ام، اما قاعده ساده است: اتوماسیون در را باز می‌کند، گفت‌وگو را نگه نمی‌دارد.

کاتالوگ؛ همان بخش حوصله‌سربری که همه‌چیز به آن بند است

حقیقت بی‌زرق‌وبرق این است: کیفیت هر ابزار هوشمندی روی پیج تو را یک چیز تعیین می‌کند؛ اینکه چقدر از محصولاتت خبر دارد.

دستیاری که موجودی انبارت را نمی‌داند، وقتی مشتری می‌پرسد «سایز ۳۸ دارید؟» یکی از دو کار را می‌کند. یا از جواب دادن طفره می‌رود، که مشتری را کلافه می‌کند. یا حدس می‌زند، که بدتر است؛ چون چیزی را قول داده‌ای که نداری و وقتی می‌فهمی که مشتری عصبانی است.

پرسش‌وپاسخ از روی کاتالوگ یعنی دستیار با دادهٔ واقعی کار می‌کند: اسم محصول، قیمت، تنوع رنگ و سایز، موجودی، شرایط ارسال، قانون مرجوعی. آن وقت «کرمش سایز ۳۹ هست؟» جواب واقعی می‌گیرد، نه یک تعارف مودبانه.

و دقیقاً همین قدم است که فروشنده‌ها ردش می‌کنند، چون کار دفتری است و هیچ‌کس دوستش ندارد. یک بعدازظهر برایش بگذار. لیست قیمت واقعی، سایزهای واقعی، و همان شش استثنایی که همیشه مجبوری دستی توضیح بدهی. روشش را در آموزش دستیار با کاتالوگ محصولات توضیح داده‌ام.

این قدم را رد کنی، بقیهٔ زنجیره خراب می‌شود. هیچ ابزاری از ندانستنِ اینکه چه می‌فروشی جان سالم به در نمی‌برد.

پیگیری؛ پولی که روی زمین مانده

گفت‌وگو این‌طور پیش می‌رود. مشتری قیمت را می‌پرسد. جواب می‌دهی. می‌گوید «فکرامو بکنم خبر میدم.»

و بعد هیچ. تا ابد. چون چهل گفت‌وگوی دیگر داری و هیچ سیستمی نداری که این یکی را یادت بیاورد.

پیگیری خودکار سراغ گفت‌وگوهایی می‌رود که بعد از یک علاقهٔ واقعی متوقف شده‌اند و یکی‌دو روز بعد یک پیام می‌فرستد. نه غر زدن. پیامی که دلیل داشته باشد: رنگی که می‌خواست شارژ شده، از آن مدل فقط دو تا مانده، تخفیفی که منتظرش بود فعال شده.

دو قاعده جلوی اسپم‌شدنش را می‌گیرد:

  • یک پیگیری، نهایتاً دو تا. سومی همان‌جایی است که طرف پیجت را بی‌صدا می‌کند، و بی‌صدا کردن برگشت ندارد.
  • فقط برای گفت‌وگوهایی با قصد خرید واقعی. کسی که «قیمت؟» پرسیده و غیب شده ارزش پیگیری دارد؛ کسی که به استوری‌ات قلب زده، نه.

ارزان‌ترین فروشی است که می‌کنی، چون هزینهٔ جذب این مشتری را قبلاً داده‌ای: با محتوا، با ریچ، با وقتی که صرف جواب اول کردی.

تحویل دادن گفت‌وگو به آدم، ضعف نیست

هر ابزاری که ادعا کند صد درصد دایرکت‌هایت را خودش جمع می‌کند، یا دارد دروغ می‌گوید یا قرار است جلوی یک مشتری آبرویت را ببرد.

بعضی پیام‌ها خودِ تو را می‌خواهند. شکایت تند. سفارش عمده. سفارش سفارشی با شش تا شرط. مشتری‌ای که از تأخیر ارسال عصبانی است. رفتار درست این است که دستیار بایستد، گفت‌وگو را به تو بسپارد و بگوید چرا؛ نه اینکه با لبخند جواب بدهد در حالی که طرف لحظه‌به‌لحظه عصبانی‌تر می‌شود.

موقع مقایسهٔ ابزارها، بپرس مرزِ دانستنشان کجاست و آنجا چه می‌کنند. ابزاری که می‌گوید «بررسی می‌کنم و خبر می‌دهم» و بعد واقعاً به تو اطلاع می‌دهد، از ابزاری که به همه‌چیز با اطمینان جواب می‌دهد و پنج درصد مواقع اشتباه می‌گوید خیلی باارزش‌تر است. در دایرکت، اشتباهِ بااعتمادبه‌نفس هم مشتری را می‌برد هم اعتبارت را.

نتیجهٔ واقعی چه شکلی است؟

حالا عدد، با صداقتِ کنارش.

در پیج‌هایی که دیده‌ام، تقریباً ۱۵ درصد از پیام‌های اول‌تماس خریدار واقعی‌اند. بقیه کنجکاوند، تبلیغ همکاری‌اند، دنبال فالوی متقابل‌اند، یا می‌پرسند به شهری که اسمش را نشنیده‌ای ارسال داری یا نه. پس ابزاری که قول می‌دهد با سریع‌تر جواب دادن فروشت را دو برابر کند، دارد رویا می‌فروشد؛ فقط می‌تواند کسانی را تبدیل کند که قابل تبدیل بودند.

چیزی که واقعاً و هر بار عوض می‌شود این‌هاست:

  • زمان پاسخ سقوط می‌کند. از چند ساعت به چند ثانیه، ساعت دو بامداد، وسط شام، پنجشنبه‌شب.
  • هیچ پیامی بی‌جواب نمی‌ماند. همان پیام‌هایی که ته صندوق ورودی گم می‌شدند، جواب می‌گیرند.
  • شب‌هایت را پس می‌گیری، که شاخص رشد نیست ولی دلیل دوام آوردن خیلی از فروشنده‌هاست.

رشد فروش از همین سه تا می‌آید، نه از جادوی متقاعدسازی. تو کسی را که قصد خرید نداشت راضی نمی‌کنی؛ جلوی رفتنِ کسانی را می‌گیری که قصد خرید داشتند و در فاصلهٔ خوابِ تو پریدند. با میانهٔ سبد خرید دایرکت حدود یک‌ونیم میلیون تومان، هفته‌ای پنج گفت‌وگوی نجات‌یافته عدد کمی نیست.

اگر جای تو بودم، به این ترتیب اضافه‌شان می‌کردم

  1. اول کاتالوگ را بارگذاری کن. یک بعدازظهر خسته‌کننده که کیفیت بقیهٔ کارها را تعیین می‌کند.
  2. پاسخگویی را روشن کن برای همان بیست سؤال هر روزه: قیمت، سایز، موجودی، ارسال، پرداخت.
  3. قانون تحویل به آدم را تعریف کن قبل از شلوغی، نه بعد از اولین گفت‌وگوی خراب.
  4. کامنت‌به‌دایرکت را وقتی اضافه کن که پاسخگویی محکم شده باشد؛ دری که باز می‌کنی باید جایی برود.
  5. پیگیری را آخر از همه بگذار. فقط روی گفت‌وگوهایی جواب می‌دهد که از اول درست اداره شده‌اند.

بیشتر فروشنده‌ها این فهرست را دقیقاً وارونه اجرا می‌کنند: روز اول اتوماسیون کامنت، کاتالوگ هیچ‌وقت. بعد نتیجه می‌گیرند که هوش مصنوعی به درد کارشان نمی‌خورد.

اگر می‌خواهی هر پنج‌تا در یک جا باشند، نه چهار اشتراک جدا که با هم حرف نمی‌زنند، شکل کار وردست همین است: از روی کاتالوگ واقعی‌ات و با لحن خودت به دایرکت و کامنت جواب می‌دهد، در اینستاگرام و واتساپ و تلگرام، و هر جا گفت‌وگو آدم می‌خواهد شانه‌ات را می‌زند. یک پیج وصل کن، لیست قیمت را بده، و ببین صندوق ورودی فردا صبح چه شکلی است.

۴۱ پیام خوانده‌نشده مشکلِ ترافیک نیست. مشکلِ جواب دادن است. و این یکی خیلی راحت‌تر حل می‌شود.

پرسش‌های پرتکرار دربارهٔ ابزارهای هوش مصنوعی برای فروشندگان اینستاگرام

یک فروشندهٔ اینستاگرام اول کدام ابزار را باید راه بیندازد؟

پاسخگویی خودکار، آن هم بعد از اینکه کاتالوگ محصولاتت را بارگذاری کردی. کسانی که همین حالا پیام داده‌اند نزدیک‌ترین آدم‌ها به خرید هستند و سریع جواب دادن به آن‌ها کوتاه‌ترین مسیر به فروش است. ارسال گروهی و پیام خوش‌آمد می‌توانند صبر کنند.

هوش مصنوعی واقعاً می‌تواند به سؤال‌های محصول درست جواب بدهد؟

فقط وقتی دادهٔ واقعی محصولاتت را داشته باشد: اسم، قیمت، رنگ و سایز، موجودی و شرایط ارسال. با کاتالوگ آموزش‌دیده، جواب سؤال سایز و موجودی دقیق است. بدون آن یا طفره می‌رود یا حدس می‌زند، و حدس زدن مشتری را از دست می‌دهد.

پاسخ خودکار باعث محدود شدن پیج من می‌شود؟

اگر از ابزارهای رسمی پیام‌رسانی استفاده کنی نه؛ خطر مال ربات‌هایی است که وارد اکانتت می‌شوند و کلیک می‌کنند. جواب دادن به کسی که به تو پیام داده یا زیر پستت کامنت گذاشته رفتار عادی و مجاز است. آنچه پیج را به دردسر می‌اندازد، ارسال انبوه پیام به غریبه‌هاست.

چند درصد دایرکت‌ها را می‌شود بدون آدم جواب داد؟

بیشتر بار روزمره: قیمت، سایز، موجودی، ارسال، پرداخت و پیگیری سفارش، که عملاً حجم اصلی صندوق ورودی است. شکایت، سفارش عمده و سفارش سفارشی باید به خودت سپرده شود. ابزاری که می‌گوید اصلاً به آدم نیاز ندارد، دارد برایت دردسر می‌سازد.

برای کامنت، دایرکت و پیگیری باید سه ابزار جدا بخرم؟

می‌شود سه ابزار جدا کنار هم گذاشت، ولی حافظهٔ مشترک ندارند؛ یعنی مشتری مجبور است حرفش را تکرار کند و پیگیریِ تو نمی‌داند قبلاً چه گفته شده. یک دستیار که هر سه را از یک حافظه اداره کند هم ساده‌تر است هم بیشتر می‌فروشد.

واقع‌بینانه چقدر به فروشم اضافه می‌شود؟

حدود ۱۵ درصد پیام‌های اول‌تماس خریدار واقعی‌اند، پس هیچ ابزاری یک‌شبه فروشت را دو برابر نمی‌کند. چیزی که عوض می‌شود این است که پیام‌های بی‌جواب و دیرجواب دیگر هدر نمی‌روند و رشد از همان گفت‌وگوهای نجات‌یافته می‌آید.