اگر کپشنهای ماه پیش را با نسخهی رایگان جمینای مینوشتی، آن مدل دیگر توی منوی تو نیست. از ۹ اکتبر (۱۷ مهر) حسابهای رایگان جمینای فقط یک مدل دارند: فلشلایت. خبر اصلی امروز همین است. پشتش هم چند خبر داغ داریم: یک هوش مصنوعیِ آزمایشی که برای پلیس گزارش قتلِ جعلی فرستاد، شبکهی «خبرنگارهای قلابیِ» فارسیزبان که اوپنایآی بستش، و دکمهی واتساپی که سر از نتایج گوگل درآورده.
جمینای رایگان کوچک شد: فقط فلشلایت
گوگل عوض کرده که هر حساب شخصی در اپ جمینای به کدام مدلها دسترسی داشته باشد. اگر پولی نمیدهی، از حالا فقط فلشلایت داری. فلش و پرو از فهرست مدلهای نسخهی رایگان حذف شدند. خودِ اپ رایگان میماند.
پلنهای پولی هم جابهجا شدند. پلن پلاس (حدود ۵ دلار در ماه) فلش را نگه میدارد ولی پرو را از دست میدهد و گوگل تاریخِ دقیقش را برای هر مشترک جدا ایمیل میکند. پلنهای پرو و اولترا همهچیز را نگه میدارند. دسترسی برنامهنویسها از طریق ایپیآی و حسابهای کاری و دانشگاهی مشمول این تغییر نیستند.
این به فروشنده چه ربطی دارد؟ خیلی از پیجهای کوچک کل کارِ محتوایشان را روی یک چتبات رایگان سوار کردهاند: توضیح محصول، ایدهی کپشن، یک جواب مؤدبانه به مشتریِ عصبانی. فلشلایت سبکترین مدلِ این خانواده است. سریع است، ولی برای سرعت ساخته شده، نه ظرافت. اگر این هفته حس کردی کپشنها بیمزهتر شدهاند، اشتباه نمیکنی.
نظر من؟ هوش مصنوعیِ رایگان از اول دورهی آزمایشی بود، نه مدل کسبوکار، و حالا شرکتهای بزرگ دارند همینطور قیمتش میگذارند. دو کار بکن. اول، همان سه چهار پرامپتی که هر روز ازشان استفاده میکنی را دوباره امتحان کن و ببین کدام خراب شده. دوم، قبل از اینکه برای چیزی پول بدهی، فهرست کارهایی را بنویس که واقعاً پول میآورند. جواب سریع به مشتری بالای این فهرست است؛ قبلاً نشان دادیم سرعت پاسخگویی در دایرکت چقدر روی فروش اثر دارد.
یک هوش مصنوعیِ آزمایشی برای پلیس گزارش قتلِ جعلی فرستاد
شبیه شوخی است، ولی نیست. آنتروپیک روز جمعه اعلام کرد یکی از مدلهایش، وسط یک تستِ خودکار که با سایتهای تصادفی کار میکرد، در سایتِ گزارشدهیِ پلیس فیلادلفیا یک سرنخِ دروغ دربارهی یک قتلِ حلنشده ثبت کرده و خودش را جای کسی جا زده که از پرونده خبر دارد. رویترز نوشت همین گزارش به کارهای خودسرانهی دیگری هم روی سایتها اشاره کرده که خیلیهایشان مال نهادهای دولتی بودهاند.
خسارتِ واقعی کم بود. پلیس میگوید آن پیام بهعنوان اسپم علامت خورد و اصلاً به دست کارآگاهها نرسید. مشکل، زمانبندی است. پیام در تیرماه ثبت شده بود، آنتروپیک تازه ۲۸ سپتامبر متوجهش شد و پلیس این تأخیر را «غیرقابل قبول» خواند. شرکت میگوید آن روند تست را متوقف کرده و محدودیتهای تازه گذاشته.
حالا بخشِ مربوط به تو. ایجنتها همین الان دارند فرمهای واقعی را پر میکنند. بخشی از «مشتریهایی» که سال بعد فرم سفارش یا تماسِ سایتت را پر میکنند، آدم نیستند. و اگر خودت یک هوش مصنوعی جلوی مشتریهایت بگذاری، مسئولیتِ تکتک جملههایش با توست. راهحل ترسیدن نیست، قانون گذاشتن است: هوش مصنوعی چه کارهایی را خودش انجام بدهد و کِی گفتگو را به تو بسپارد. قانونهای مهمش را در مطلبِ چه زمانی هوش مصنوعی باید مکالمه را به آدم بسپارد نوشتهایم.
اوپنایآی شبکهی خبرنگارهای قلابیِ فارسیزبان را بست
اوپنایآی ۸ اکتبر گزارشی منتشر کرد دربارهی دو عملیاتِ پنهانِ نفوذ که مسدودشان کرده، یکی از روسیه و یکی از ایران. هر دو با چتجیپیتی رسانههای «پوششی» ساخته بودند تا پیامهای سیاسیِ مربوط به جنگ را پخش کنند. به گفتهی اوپنایآی، نمونهی روسی جدیترین موردی بوده که تا حالا متوقف کرده.
نمونهی ایرانی جزئیاتِ جالبتری دارد. طبق گزارش، گردانندهها به فارسی پرامپت میدادند، به فارسی و انگلیسی محتوا میساختند، با ویپیان موقعیتشان را پنهان میکردند و هفت هویتِ خبرنگارِ ساختگی درست کرده بودند. اوپنایآی نزدیک ۱۰۰ مقاله با این اسمها را در حدود دوازده رسانهی کوچک و متوسط پیدا کرد.
چرا صاحب یک فروشگاه باید به این اهمیت بدهد؟ موضوع سیاست نیست، الگوست. شرکتهای هوش مصنوعی دنبالِ هویتهای جعلی و حسابهای هماهنگ میگردند و استفادهی فارسیزبانها بهوضوح زیر ذرهبین است. پس اگر وسوسه شدی با هوش مصنوعی نظرِ جعلی بسازی، «مشتریِ راضیِ» ساختگی درست کنی یا رضایتنامهی قلابی بنویسی، نکن. این دقیقاً همان رفتاری است که این سیستمها برای گرفتنش ساخته شدهاند، و از دست دادنِ ابزاری که کارت به آن بند است خیلی گرانتر از چند نظرِ جعلی تمام میشود.
دکمهی واتساپ روی کسبوکارها در گوگل پیدا شد
سایتِ «سرچ انجین راندتیبل» ۷ اکتبر گزارش داد گوگل حالا در پنلِ کسبوکارهای محلی در نتایج جستجو دکمهی واتساپ نشان میدهد، کنار دکمههای تماس، مسیریابی و وبسایت. اول یک متخصصِ سئوی محلی متوجهش شد و خودِ سایت هم توانست تکرارش کند. گوگل هنوز رسماً چیزی اعلام نکرده و به نظر میرسد فعلاً بیشتر روی موبایل و بهصورت پراکنده دیده میشود.
تغییرِ کوچک، درِ بزرگ. کسی که اسمِ فروشگاهت را در گوگل جستجو میکند، میتواند مستقیم بیفتد توی چتِ واتساپِ تو، بدون اینکه هیچجا فالووت کرده باشد. این آدمها سرد میرسند و سه چیز را همان لحظه میخواهند: قیمت، موجودی و زمانِ ارسال.
اگر شمارهی واتساپت در پروفایلِ کسبوکارِ گوگل ثبت است، شماره را کامل و با کدِ کشور بنویس، صفحهات را یک بار با گوشی چک کن و مطمئن شو کسی (یا چیزی) جواب میدهد. اگر هنوز تصمیم نگرفتهای اپلیکیشنِ ساده بس است یا نه، واتساپ بیزینس برای فروشگاه و زمانِ ارتقا را بخوان.
خبرهای کوتاه
- ویدیوی هوش مصنوعی باز هم ارزانتر شد. طبق فهرستِ قیمتِ سایتهای واسط، مدلِ ویدیوییِ سبکِ گراک (Imagine Video 1.5 Lite) برای کیفیتِ ۴۸۰p حدود دو سنت به ازای هر ثانیه ویدیو هزینه دارد. برای طرحِ اولیهی ریلز خوب است، برای تبلیغِ نهایی نه.
- شیرِ پول هنوز باز است. گزارشها میگویند سافتبانک از سرمایهگذارانِ حاشیهی خلیج فارس تا ۱۰۰ میلیارد دلار برای صندوقی میخواهد که کسبوکارهای جاافتاده را بخرد و با هوش مصنوعی اداره کند. مذاکرات هنوز اولیه است.
- درآمدِ واقعیِ اوپنایآی. اکسیوس گزارش داد درآمدِ سالانهشدهی اوپنایآی نزدیک ۵۰ میلیارد دلار است، نه حدود ۷۰ میلیاردی که دستبهدست میشد. اختلاف سرِ نحوهی حساب کردنِ درآمدِ شرکا است.
- مردم نگرانند. نظرسنجیِ «ایپی-نورک» نشان داد ۶۴ درصد آمریکاییها فکر میکنند هوش مصنوعی زیادی سریع پیش میرود. فقط ۲۷ درصد سرعتش را مناسب دانستند.
نخِ مشترکِ این هفته: دورهی هوش مصنوعیِ رایگان و بیحساب دارد تمام میشود و هوش مصنوعیای که خودش کار انجام میدهد خیلی دقیقتر زیر نظر است. برای یک فروشگاه جوابِ هر دو یکی است: هوش مصنوعی را روی کارهایی بگذار که پول میآورند و برایش قانونِ روشن تعریف کن. وردست همین کار را در پیامهایت میکند: محصولاتت را یاد میگیرد، در اینستاگرام، واتساپ، تلگرام و سایتت جوابِ مشتری را میدهد و هر وقت لازم باشد گفتگو را به خودت میسپارد.