Vardast

پیگیری سبد خرید رهاشده در دایرکت؛ سه پیامی که مشتری را برمی‌گرداند

Category: رشد و تعامل
پیگیری سبد خرید رهاشده در دایرکت؛ سه پیامی که مشتری را برمی‌گرداند

سبدهای خرید رهاشدهٔ شما توی دیتابیس نیستند؛ توی دایرکت‌اند. مکالمه‌هایی که یک‌دفعه ساکت شدند. اینجا زمان‌بندی، متن پیام و روند خودکارِ برگرداندن آن فروش‌ها را می‌نویسم.

ساعت یازده‌ونیم شب یکی دایرکت می‌دهد که «این مدل مشکی سایز ۳۹ دارید؟» شما دو دقیقه بعد جواب می‌دهید، عکس می‌فرستید، قیمت را می‌گویید: یک میلیون و ششصد. طرف می‌نویسد «چشم، بررسی می‌کنم بهتون خبر می‌دم».

و بعد هیچ.

نه «نه» گفته، نه گله‌ای کرده. مکالمه فقط ایستاده. پنج‌شنبه که می‌رسد، این چت دقیقاً شبیه آن چهل مکالمهٔ دیگری است که همان هفته وسط راه تمام شدند.

این یعنی سبد خرید رهاشده. فقط شکلش فرق دارد: نه صفحهٔ پرداختی در کار است، نه ایمیلی که خودکار برود. و همین مشتری، ساده‌ترین فروشِ کل ماه شماست؛ به شرطی که یک پیام دوم برایش بفرستید.

سبدهای رهاشدهٔ شما توی دایرکت خوابیده‌اند

در یک فروشگاه اینترنتی، سبد رهاشده یک ردیف در دیتابیس است. در فروش اینستاگرامی، سبد رهاشده یک آدم است که سؤال جدی پرسیده و به تصمیم نرسیده. نیتِ خرید همان است، فقط ابزار ردیابی‌اش را ندارید.

پس اول باید تکلیف را روشن کنید که چه مکالمه‌ای ارزش پیگیری دارد. اگر بخواهید برای هر کسی که زیر پست نوشته «قیمت؟» پیگیری بفرستید، خیلی زود ریپورت می‌شوید. مکالمه وقتی «نیت خرید واقعی» دارد که مشتری یکی از این کارها را کرده باشد:

  • دربارهٔ سایز، رنگ یا موجودی یک محصول مشخص پرسیده باشد
  • سراغ هزینه و زمان ارسال رفته باشد
  • دربارهٔ روش پرداخت پرسیده باشد؛ کارت‌به‌کارت، درگاه، یا پرداخت در محل
  • عکس خودش یا فضای خانه‌اش را فرستاده و پرسیده باشد «به من می‌آید؟»
  • شروع کرده باشد آدرس یا شماره‌اش را بنویسد و وسطش رها کرده باشد

مورد آخر از همه دردناک‌تر است. یک نفر اسم خیابانش را تایپ کرده و بعد تلفنش زنگ خورده. هیچ مخالفتی در کار نیست، هیچ مقاومتی روی قیمت نیست. فقط یک یادآوریِ آدم‌وار لازم دارد.

فرصت پیگیری خیلی کوتاه‌تر از چیزی است که دوست دارید

بیشتر فروشنده‌ها از سرِ ادب دیر پیگیری می‌کنند. جملهٔ «نمی‌خواهم مزاحم شوم» گران‌ترین جملهٔ فروش در دایرکت است. در همان فاصله، مشتری سه پیج دیگر را باز کرده، مشابهش را پیدا کرده و اسم شما یادش رفته.

این زمان‌بندی را با اطمینان پیشنهاد می‌کنم:

  1. ۴۵ تا ۹۰ دقیقه بعد از ساکت‌شدن مکالمه؛ وقتی هنوز موضوع در ذهنش باز است.
  2. صبح روز بعد، حوالی ۱۰ تا ۱۱. حال‌وهوای تازه، بدون فشار.
  3. عصر روز سوم. همین و بس. بعد از این دیگر پیام نمی‌دهید.

سه پیام در ۷۲ ساعت. نه هفت پیام، نه هفته‌ای یکی تا وقتی بلاک شوید.

منطقش همان منطقی است که سرِ اولین جواب دایرکت حاکم است. علاقهٔ خرید نیمه‌عمرش با ساعت اندازه‌گیری می‌شود نه با روز؛ قبلاً دربارهٔ پنجرهٔ پنج‌دقیقه‌ای پاسخگویی مفصل نوشته‌ام. پیام‌های پیگیری هم از همان قانون پیروی می‌کنند، فقط کِش‌آمده‌تر.

سه پیام، و کاری که هرکدام باید بکند

بدترین پیام پیگیریِ ممکن این است: «سلام! سبد خرید شما تکمیل نشده 🛒». مشتری هیچ سبدی ندیده، می‌فهمد یک سیستم دارد حرف می‌زند، و هیچ سؤالی هم جلویش نگذاشته‌اید. کلاً فراموشش کنید.

پیام اول: جوابِ سؤالی که به زبان نیاورده

مشتری معمولاً به‌خاطر بی‌علاقگی ساکت نمی‌شود. ساکت می‌شود چون یک سؤال توی ذهنش گیر کرده و پرسیدنش برایش سخت بوده. «اگر اندازه نشد چه؟»، «این فروشنده معتبر است؟»، «از نزدیک همین‌قدر خوب است؟»

«سلام سارا جان، همون مشکی سایز ۳۹ رو کنار گذاشتم براتون. یه چیزی رو یادم رفت بگم: اگه اندازه نشد تا یک هفته تعویض سایز داریم و هزینهٔ ارسالِ برگشت هم با ماست. بذارم تا فردا براتون بمونه؟»

در چهار خط سه اتفاق افتاد. محصول دقیق را نام بردید، پس معلوم است یک آدم مکالمه را خوانده. نگرانیِ ناگفته را قبل از پرسیدن حل کردید. و آخرش سؤالی گذاشتید که جوابش یک کلمه است.

پیام دوم: قدم بعدی را مسخره‌کننده کوچک کنید

در پیام دوم دیگر محصول را نفروشید؛ کار مشتری را کم کنید. اگر ثبت سفارش هشت مرحله دارد، شش‌تایش را خودتان انجام دهید.

«اصلاً عجله‌ای نیست. اگر راحت‌ترید همین‌جا لینک پرداخت رو بفرستم، کمتر از یک دقیقه کارتون تمومه. یا اگه دوست دارید اول روی پای یکی ببینیدش، عکسی که هفتهٔ پیش یکی از مشتری‌ها فرستاده رو می‌فرستم.»

دقت کنید هنوز خبری از تخفیف نیست. تا اینجا فقط راحتی و اطمینان فروخته‌اید که هر دو برای شما رایگان‌اند.

پیام سوم: یک دلیل صادقانه برای تصمیم‌گرفتن

کمیاب‌بودن جواب می‌دهد، اما کمیابیِ ساختگی اعتماد را می‌سوزاند. مشتری ایرانی «فقط ۲ عدد باقی مانده!»‌های تکراری را از یک فرسخی تشخیص می‌دهد. پس فقط وقتی بگویید که راست باشد.

«این آخرین پیامم درباره‌ی این کفشه، قول می‌دم. از سایز ۳۹ دوتا مونده و معمولاً آخر هفته تموم می‌شه. اگه بخواید یکی رو نگه می‌دارم؛ اگه هم منصرف شدید هیچ مشکلی نیست، دیگه مزاحمتون نمی‌شم 🙂»

و بعد واقعاً بس کنید. کسی که به پیام سوم جواب نداده، به پیام نهم هم جواب نمی‌دهد؛ پیام نهم فقط پیجتان را به دردسر می‌اندازد.

تخفیفی که احتمالاً نباید بدهید

واکنش اول همه این است: ۱۰ درصد تخفیف بدهیم. جواب هم می‌دهد و مشکل دقیقاً همین‌جاست. اگر پیگیری‌تان با تخفیف شروع شود، به مشتری‌های همیشگی یاد داده‌اید که سکوت‌کردن یک تاکتیک چانه‌زنی است. یک ماه این کار را بکنید، بهترین مشتری‌هایتان عمداً جواب نمی‌دهند.

اهرم‌های ارزان‌تر، به ترتیبی که خودم امتحان می‌کنم:

  • ۲۴ ساعت کنار گذاشتنِ کالا. برایتان هزینه ندارد و حس لطف شخصی می‌دهد.
  • ارسال رایگان یا نصف‌قیمت. معمولاً از درصد تخفیف کم‌هزینه‌تر است و بیشتر می‌نشیند.
  • تعویض بی‌دردسر سایز یا رنگ. ترس اصلی را برمی‌دارد؛ ترسی که اصلاً سرِ پول نبود.
  • پرداخت دومرحله‌ای، اگر از قبل چنین چیزی دارید.
  • یک ویدئوی ۱۵ ثانیه‌ای از خودِ همان کالا در دست شما. برای هر چیزی که بافت و برق دارد، عجیب کارساز است.

تخفیف را نگه دارید برای پیام سوم، آن هم فقط برای سبدهایی که ارزشش را دارند. برای رقمی حوالی میانهٔ سبد خرید دایرکت، ارسال رایگان تقریباً همیشه از تخفیف درصدی به‌صرفه‌تر است.

مثل همان آدمی حرف بزنید که تا حالا حرف می‌زد

اگر لحن دایرکتتان گرم و خودمانی است و وسطش ویس هم می‌فرستید، پیام پیگیریِ رسمی و اداری مثل این می‌ماند که یک غریبه گوشی را برداشته. لحنِ ناجور، اعتماد را سریع‌تر از زمان‌بندیِ بد خراب می‌کند.

و پیام باید بداند قبلاً چه گفته شده. «هنوز مایل به خرید از محصولات ما هستید؟» یعنی هیچ‌کس مکالمه را نخوانده است. بیشترِ پیگیری‌هایی که بی‌جواب می‌مانند، ریشه‌شان در همان مکالمهٔ اول است؛ همان سؤال‌هایی که بی‌جواب ماندند و فروش را کُشتند. اگر آن حفره را ببندید، اصلاً به پیام سوم نمی‌رسید.

خودکارش کنید، بدون اینکه رباتیک شود

دستی انجام‌دادن این کار تا چهل مکالمهٔ باز عالی جواب می‌دهد و بعد از آن فرو می‌ریزد. مشتریِ بداخلاق یادتان می‌ماند و مشتریِ مؤدبی که آمادهٔ پرداخت بود، فراموش می‌شود.

روندی که دوام می‌آورد این شکلی است:

  1. تشخیص نیت + سکوت. مکالمه یکی از آن پنج نشانه را دارد و یک ساعت است جوابی نیامده.
  2. صبر کنید، هجوم نبرید. پیگیری چهار دقیقه بعد از «بررسی می‌کنم»، پیگیری نیست؛ هُل‌دادن است.
  3. از دل مکالمه بنویسید. اسم محصول، سایز و قیمتی که قبلاً گفته شده باید در پیام باشد.
  4. با اولین جواب، دنباله را قطع کنید. لحظه‌ای که مشتری جواب داد، پیگیری خودکار تمام می‌شود و مکالمه دوباره مکالمه می‌شود.
  5. موارد حساس را به آدم بسپارید. شکایت، مرجوعی، لحن عصبانی: همان لحظه باید برود پیش شما.

قواعد هر کانال هم مهم است. در نسخهٔ کسب‌وکاریِ واتساپ، بعد از پنجرهٔ ۲۴ ساعته باید از قالب پیام تأییدشده استفاده کنید، پس پیام روز سومتان باید متفاوت از پیام ۴۵ دقیقه‌ای ساخته شود. در اینستاگرام هم لحن را محاوره‌ای نگه دارید و زود متوقف شوید؛ محدودشدن پیج خیلی گران‌تر از یک سفارشِ ازدست‌رفته است.

عددهایی که نشان می‌دهند دارد جواب می‌دهد

  • نرخ برگشت: چند درصد از مکالمه‌های ساکتِ دارای نیت خرید به سفارش رسیدند.
  • نرخ پاسخ هر پیام. اگر پیام دوم بهتر از پیام اول جواب می‌گیرد، ایراد از پیام اول شماست.
  • فاصله تا اولین پیگیری. میانه را حساب کنید نه میانگین را.
  • نرخ بلاک و بی‌صداکردن. بالاتر از حدود یک در صد یعنی دارید فشار می‌آورید.
  • درآمد برگشته، که تنها عددی است که بقیه هم برایشان مهم است.

یک‌بار حسابش را بکنید، از هر استدلالی قانع‌کننده‌تر است. فرض کنید هفته‌ای ۴۰ مکالمهٔ جدی ساکت می‌شود. اگر ۱۵ درصدشان برگردند، می‌شود ۶ سفارش. با سبد میانگین یک میلیون و سیصد هزار تومان، حدود ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در هفته و نزدیک ۳۱ میلیون تومان در ماه؛ از آدم‌هایی که خودشان گفته بودند چه می‌خواهند.

از همان‌هایی شروع کنید که قبلاً از دست داده‌اید

قبل از اینکه چیزی را خودکار کنید، سه هفته به عقب اسکرول کنید. بیست مکالمه پیدا کنید که مشتری سؤال مشخصی پرسیده و غیب شده. پیام اول را دستی و شخصی‌سازی‌شده بفرستید. حدود یک ساعت وقت می‌برد.

جواب می‌گیرید. بعضی‌ها می‌گویند «ببخشید، از جای دیگه خریدم» که خودش اطلاعات باارزشی است. بعضی‌ها سفارش می‌دهند؛ پولی که قبلاً روی آن خط کشیده بودید.

و اگر نخواهید هر هفته این یک ساعت را بگذارید، بخش تکراری‌اش را بسپارید به وردست؛ به اینستاگرام، واتساپ، تلگرام و سایتتان وصل می‌شود، شبانه‌روز با دانشِ محصولاتِ خودتان و با لحن خودتان جواب می‌دهد، مکالمه‌های نیمه‌کاره را با پیامی که به همان محصول و همان قیمت اشاره دارد ادامه می‌دهد، و هر جا پای آدم وسط باشد کنار می‌کشد.

آن فروش از دست نرفته بود. فقط منتظر یک پیام دیگر مانده بود.

پرسش‌های پرتکرار دربارهٔ پیگیری سبد خرید رهاشده

در فروش اینستاگرامی، سبد خرید رهاشده دقیقاً یعنی چه؟

هر مکالمه‌ای که مشتری در آن نیت خرید واقعی نشان داده و بعد بدون ثبت سفارش ساکت شده است. پرسیدن سایز، موجودی، هزینهٔ ارسال، روش پرداخت یا نوشتن نیمه‌کارهٔ آدرس، همه نشانهٔ نیت خرید هستند؛ یک «قیمت؟» خشک‌وخالی معمولاً نه.

چقدر بعد از سکوت مشتری باید پیگیری کنم؟

بین ۴۵ تا ۹۰ دقیقه بعد از قطع‌شدن مکالمه. زودتر حس فشار می‌دهد و خیلی دیرتر یعنی مشتری سراغ پیج بعدی رفته است. پیام را کوتاه بنویسید و حتماً به همان محصول مشخص اشاره کنید.

چند پیام پیگیری زیاد است؟

سقفش سه پیام است: حدود یک ساعت بعد، صبح روز بعد، و عصر روز سوم. اگر هیچ‌کدام جواب نگرفت، متوقف شوید. پیام‌های بی‌جوابِ پشت‌سرهم به بلاک و ریپورت ختم می‌شود که هزینه‌اش از یک سفارش خیلی بیشتر است.

برای برگرداندن مشتری حتماً باید تخفیف بدهم؟

در پیام اول نه. اول از ابزارهای رایگان استفاده کنید: کنار گذاشتن کالا، تضمین تعویض سایز، فرستادن لینک پرداخت، یا یک ویدئوی کوتاه از خود کالا. تخفیف را برای پیام آخر و فقط برای سبدهای بزرگ نگه دارید.

می‌شود پیگیری سبد خرید رهاشده را خودکار کرد؟

بله، به شرطی که متن پیام از دل همان مکالمه ساخته شود و با اولین جواب مشتری، پیگیری خودکار متوقف شود. در واتساپ کسب‌وکاری هم بعد از پنجرهٔ ۲۴ ساعته باید از قالب پیام تأییدشده استفاده کنید و پیگیری روزهای بعد را بر همان اساس بچینید.

نرخ برگشت خوب چند درصد است؟

به نوع کالا و قیمتش بستگی دارد، ولی برگرداندن حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از مکالمه‌های ساکتِ دارای نیت خرید نتیجهٔ قابل‌قبولی است. این عدد را هفتگی کنار نرخ بلاک و انصراف ببینید تا بفهمید کِی دارید زیاده‌روی می‌کنید.